ما زنده به آنیم که بر خاک بیافتیم     /       از خاک به افلاک رسیدن هنر ماست
اقلیم، خطه، زمین، ارض، سرزمین، قلمرو، تراب، تربت، گل، غبار، گرد، کشور، بلد، دیار، مملکت، خاکجا، قبر، گور، مزار، مشهد، مقبره، خشکی، حقیر، بیارزش و خاک؛ اینها بخشی از کلمات مترادفی است که در فرهنگ و زبان فارسی برای خاک آورده شده و از گذشته تا امروز در معناهای مختلفی استفاده شده و این گستردگی استفاده، حکایت از خاک و معانی مستتر در این دومین عنصر از عناصر اربعه سازنده جهان خلقت دارد. توجه حکما و علما از قدیم تا به امروز به این عنصر چنان است که کمتر مکتوب و نسخه تاریخی را، چه در حوزه علم و طب و چه در حکمت و سیاست و چه در اخلاق میتوان یافت که اشارهای و تمثیلی از خاک در آن نباشد. رشد فناوری در عصر حاضر نیز تا حدود زیادی مدیون خاک و عناصر و ظرفیتهای آن است و این رشد با شناخت بیشتر بشر از ظرفیتهای خاک هر روز بیشتر می شود.
خاک توانایی و ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی فراوانی برای کشورهای دارنده آن دارد و امروزه با پدیدههای نوینی مانند خاک فروشی و یا خاک دزدی مواجهایم که نمونه بارز آن را در خاک فروشی و گسترش مرزهای خاکی و آبی کشورهای همسایه در سواحل جنوبی خلیج فارس با استفاده از ثروت ملی ایرانیان و در میان غفلت مردم و مسئولان کشور شاهدیم. در واقع خاک با همه افتادگی و خاکی بودنش ظرفیتهای زیادی برای رشد و توسعه و تولید دارد و شناخت هرچه بیشتر آن ضرورت دنیای امروز است. بنابر مشتی که از خروار خروار حرف خاکی برداشتیم، بر آن شدیم تا در این شماره به بررسی احوالات خاک بپردازیم و با بیلچه کنجکاوی به قدر وسع و توان آن را زیر و رو کنیم، شاید سرّی از اسرار خود را به ما هویدا سازد و چراغی باشد پیش پای ذهنهای خلاق تا به کشف و شهودی دیگر در وادی خاک بپردازند و بر معرفت ما بی افزایند؛ انشاءالله.
در این مکتوب بار دیگر تکرار میکنیم که آینده اصراری بر ارائه مطالب صد در صد علمی ندارد و هدف صرفاً نقل مباحثی است که موجب رشد تخیل و خلقتهای نوین علمی خواهد شد.