به نام صاحب وقت

سر هزار ساله را مستم و فاش می کنم  // خواه ببند دیده را خواه گشا و خوش بین

مولوی

فرقی نمی کند طبیعت گرا باشیم و منشاء پیدایش انسان را در طبعت و پدیده مهبانگ جستجو کتنیم و یا به خلفت معتقد باشیم و مبداء حضور انسان را وابسته به اراده خداوند بدانیم ، فرقی نمی کند از کدام اویه به انسان بنگریم ، در هر صورت انسان یکی از پیچیده ترین مخلاقات عالم است که هنوز به طور کامل شناخته نشده و سوالات زیادی درباره آن وجود دارد.

همچنین بسط و گسترش علوم وابستگی فراوانی به شناخت انسان دارد و رشته های مختلف علمی بر اثر تلاش انسان برای شناخت بیشتر خود به وجود آمده اند و تلاش می نمایند ، تا به نحوی ابعاد پنهان وجود انسان را نمایان تر کنند ، به بیان ساده تر شناخت عالم وابسته به شناخت انسان است. رشته های مختلف پزشکی ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، ادبیات ، تاریخ ، هنر ، سیاست ، فرهنگ و بسیاری از حوزه های دیگر وابسته به مفهوم انسان هستند و به واقع اگر پیچیدگی های روحی و جسمی انسان و جوامع انسانی نبود خیلی از حوزه هایی فوق به وجود نمی آمد.

انسان جهان کوچکی است به بی کرانگی کهکشان ها و ما از زمانی که خودمان را شناخته ایم ، خود را نیازمند مطالعه و تحقیق در جسم و روح خود دیده ایم . در واقع شناخت طبیعت ، منهای شناخت انسان ، علمی ناقص است و ما هر چقدر که بتوانیم آب و باد و خاک و آتش را به خدمت در آوریم و گیاهان و حیوانات را کنترل کنیم ، به فضا سفر کنیم و قلمرو خود را گسترش دهیم ، اما در شناخت ابعاد خود کوتاهی نامیم راهی به جایی نخواهیم توانست ادعا کنیم به شناخت کاملی از انسان دست یافته ایم. بسیاری از نقاط ضعف ما وابسته به همین عدم شناخت کامل است. هنوز بسیاری از بیماری ها را نمی توانیم درمان کنیم و هنوز چرایی احساساتی مثل عشق عشق یا بی تفواتی را نمی دانیم ، هنوز علم انسان برای شناخت همه زوایای روح و جسم انسان کم و ناچیز است.

بنابر موارد ذکر شده آینده بر آن است تا در این شماره به بررسی و شناخت بیشتر انسان بپردازد. جرقه ای باشد در اذهان اخلاقی.