همچنین درباره دنیا فرموده است:

« إن الدنیا دار صدق لمن صدقها و ناز غافیه لمن فهم عنهاق دار غنی لمن تزود منها و از موعظه لمن اتعظ بها مسجد أحباء الله و مصلی ملائکه الله و مهبط وخی الله و منجر أولیاء الله اکتبوا فیها الرخمه و ربحوا فیها الجنه»

دنیا خانه راستی است برای کسی که آن را راستگو انگاشت و خانه تندرستی است آن را، که شناختش و باور داشت و خانهء بی نیازیست برای کسی که از آن توشه اندوخت و خانهء پند است، برای آنکه از آن پند آموخت.

مسجد محبان خداست و نمازگاه فرشتگان او و فرود آمد نگاه وحی خدا و تجارت جای دوستان او در آن آمرزش خدا را به دست آوردند و در آنجا بهشت را سود بردند.

اگر دستیابی به چنین نگرشی، به هر دلیل آسان نبوده و تاثیر عینی نگرش آیه بر فهم قرآن، در خواننده حاصل نیامده باشد، مراجعه به کتاب های وجوه قرآن و تأویلات از عالمان برجسته، ظاهر قرآن را فدای تاویلات خود نکرده باشند،

می توان بهره گرفت، از آن جمله است، کتاب «وجوه قرآن» (از ابوالفضل خبیش بن ابراهیم تفلیسی متوفای ۶۲۹ ق) که برای هر کلمه و تعبیر قرآن، وجوهی را همانند « تقوی» آورده است:

«بدان که تقوی در قرآن بر پنج وجه است:

۱- ترسیدن ۲- پرستیدن ۳- بی فرمانی کردن  ۴- توحید ۵- اخلاص

برادران اهل سنت نیز از ابودرداء یکی از صحابه رسول اکرم (ص) و از مبلغان اعزامی برای آموزش قرآن در شام، نقل کرده اند که،

أن أبا الدرداء کان یقول: «إنک لن تفقه کل الفقه حتى ترى للقرآن وجوها» .

ادراکی به تمام نخواهی داشت، مگر آنکه وجوهی برای قران بین یعنی ادراک معانی گوناگون آن در روایتی دیگر از امام علی (ع) آمده است:

« [قوت القلوب] قال على ع لو شئت لأوفرت سبعین بعیرا فی تفسیر فاتحه الکتاب»،

اگر بخواهم از تفسیر فاتحه الکتاب، هفتاد بار استر سازم.

افزون بر روایت قبلی، در کتاب «الصحیح من سیره النبی الأعظم»، نظر کسانی را رد کرده است

که شیعیان را تنها قائلان به وجوه و بطون داشتن قرآن خوانده اند و نادانسته، عقیدهء همگانی را به ایشان نسبت داده اند و حال آن،

اصل عقیده که قرآن ظهر و بطن به معنای پرده برداری از معانی که لفظ آن را رسانده و گوینده آن را منظور داشته و راسخان در علم آن را تأیید کنند با دانش بشری به جایی رسد

که آنها را دریابد، اصالتاً اشکال ندارد و روایات و دعای زیر نیز مستندات آنست که ذو وجوه بودن قرآن خوانده شده و منابع آن را با دقت از هر دو فرقه نقل کرده که در زیر آمده اند :

ا. روایات گوناگون از امامان ع: «إن للقرآن ظهرا و بطناء أو أکثر، و قد روی هذا المعنى من طرق غیر الشیعه أیضا».

۲، در خطبه، منسوب به پیامبر ص آمده است: له ظهر و بطن، فظاهره حکم، و باطنه علم، لا تحصی عجائبه، ولا یشبع منه علماؤه».

۳. پیامبر ص فرموده اند: «مافی کتاب الله آیه إلا ولها ظهر و بطن، ولکل حد مطلع».

۴. قال ابن المبارکه: سمعت غیر واحد فی هذا الحدیث: ما فی کتاب الله آیه إلا ولها ظهر و بطن، یقول: لها تفسیر ظاهر، و تفسیر خفی، و لکل حد مطلع، یقول: یطلع علیه قوم فیستعملونه على تلک المعانی، ثم یذهب ذلک القرن، فیجی قرن آخر، فیطلعون منها على معنى آخر، فیذهب علیه ما کان علیه من کان قبلهم؛ فلا یزال الناس على ذلک إلى یوم القیامه».

۵. وعن ابن عباس قال: إن القرآن ذو شجون، و فتون، و بطون، و محکم و متشابه و ظهر و بطن، فظهره التلاوه و بطنه التأویل»

۶-وعن الحسن البصری: ما أنزل الله عز وجل أیه الا ولها ظهر و بطن، ولکل حرف حد، و کل حد مطلع»

۷. وعن ابن مسعود: «إن القرآن نزل على سبعه أحرف ما منها حرف وله ظهر و بطن وإن علی بن ابی طالب عنده منه الظاهر والباطن

۸- و أوضح من ذلک فی الدلاله على ما ذکرناه، ما نقل عن أبی الدرداء: «لا تفقه کل الفقه حتی تری للقرآن وجوها کثیره».

۹. وقال علی علیه السلام لابن عباس، حینما أرسله لحجاج الخوارج: «القرآن حمال ذو وجوه».

۱۰، و راجع مایروی عن الإمام أبی جعفر علیه السلام حول أن للقرآن ظهرا و بطنا فی المصادر المعده لذلک.

۱۱. بل قال بعضهم: إن الأخبار تدل على أن «للقرآن بطونا سبعه أو سبعین».

۱۲. کفایه الأصول آخر مبحث استعمال اللفظ فی أکثر من معنى و وسائل الشیعه للکاظمی ص ۱۳.

۱۳. وقد ألقوا کتبا فیما تضمنه القرآن من علم الباطن

۱۴. درباره تأثیر پرهیزکاری در فهم قرآن، در دعای ۴۲ «ختم قرآن» از امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه آمده است:

واجعل القران لنا فی ظلم اللیالی مونسا، و من نزغات الشیطان و خطرات الوساوس حارسا، ولأقدامنا عن نقلها إلى المعاصی خایسا، ولألسنتنا عن الخوض فی الباطل من غیر ما آفه خرساء و الجوارحنا عن اقتراف الآثام زاجرا، و لما طوت الغفله عثامن تصفح الاعتبار ناشرا، خشی توصل إلى قلوبنا فهم عجائبه، و زواجر أمثاله التی ضعفت الجبال الرواسی علی صلابتهاعن اختفاله»

و چنان کن که قرآن در تاریکی شب ها مونس ما باشد،

و ما را از تحریکات شیطان و اندیشه های وسوسه آلود در امان دارد، و پاهایمان را از رفتن به سوی گناهان مانع شود،

و زبان ها را از گفتن ناحق و نادرست – بی آن که آفتی بیند- لال گرداند، و اعضا و جوارح ما را از آلوده گشتن به گناه بیرهیز اند، و ما را از نگریستن به دیده ی عبرت در امور، که دست بی خبری پوشیده داشته است، آگاه کند، تافهم شگفتی های قرآن و مثل های هشدار دهنده آن، که کوه های استوار، با همه سرسختی، از حمل آن ناتوان اند، به دلهایمان راه یابد.

 

 

موسسه آوا –مقالات