علاوه بر این، توجه به چند اشکوبه بودن درون انسان و مراتب ومراحل ورز آمدن آن،

که قرآن با تعابیر فوق العاده دقیقی از آنها حکایت کرده است، از یک سو واقعیت یعنی ما به ازاء درونی هر مرتبه و از سوی دیگر حقیقت معرفتی هر مرحله با توجه به هر شخص، تفاوت چشمگیر داشته است و معانی در مصادیق ادوار بیرونی و درونی، حرکت با جهشی متعالی می گیرند،

این مطلب تنها با دقت در تعابیر دوازده گانه به ترتیب نفس، یمین، امر، قلب، صدر، سر، خفی، فؤاد، لب، شان، اخفی، روح و اوصاف کمتر مشترک و بسیار بیشتر منفرد هر کدام که با دقتی شگفت انگیز در قرآن آمده اند، خودنمایی می کنند

و احتمالاً یکی از مهم ترین دلایل پیدایی وجوه معانی و معرفتی آیات و جملات قرآنی خواهند بود. مراحل هستند به آیات قرآن، به صورت احتمال با بهره گیری از روش یکم (بلندای) در جدول بالا قابل ملاحظه است.

آموزگاران معیاری، که مطالب روایی مذکور درباره جریان و تحولات مناسب با زمانه قرآن را فرموده اند، به خوبی از چهره دیگر قرآن در مقابله با بیماردلان آگاهی داشته و در نهج البلاغه در برخورد با خوارج توصیه فرموده اند

که «لا تخاصمهم بالقرآن فإن القرآن خمال ذو وجوه تقول ویقولون ولکن خاصمهم بالشنه فإنهم لن یجدوا عنها محیصا» چون او را برای گفتگوی باخوارج فرستاد، به قرآن بر آنان حجت میاور، که قرآن تاب معنی های گوناگون دارد.

تو چیزی از -آیه ای – میگویی و خصم تو چیزی از- آیهء دیگر- لیکن به سنت با آنان گفتگو کن، که ایشان را راهی نبود جز پذیرفتن آن؛

بنابراین نباید فرمایش بجا و درست مذکور را همگانی تلقی کرد و در فهم مؤمنانه و مذاکرات عالمانه، به دلیل ذو وجوه بودن قرآن، از استدلال به آیات پرهیز کرد؛

بلکه باید اطلاق «ذو وجوه» بودن آن را شناخت و از آن در شناخت و شناساندن قرآن بهره گرفت که عالمان راسخ، آن را همچون شناخت آیت الله حکیم با واسطه و عالمان بزرگ تام برده شده نجف، از ملا فتحعلی سلطان آبادی، ارج گذاشته اند؛

زیرا اینان و امثال ایشان، آموزگاران پیرو آموزگاران معیار هستند.

آموزگاران معیار، روی دیگری از قرآن را برای یاران خاص خویش، از جمله یاران برگزیده امام علی (ع) همانند میثم تمار، عمرو بن الحمق، محمد بن ابی بکر، اویس قرنی نیز رخ نموده اند.

درباره  میثم تمار آورده اند که امام گاهی از علم خود بر میثم به اندازه  قابلیتی که داشت، بهره می رساند.

میثم تمار به ابن عباس، که خود از شاگردان تفسیر قرآن امام (ع) بود و از عالمان امت به شمار می آمد، به قول محمد بن حنفیه (پسر امام علی (ع)) گفت: این عباس هر چه خواهی از تفسیر قرآن از من بپرس؛ زیرا تنزیل قرآن را از امیرالمؤمنین آموخته و تأویل قرآن را نیز از ایشان فرا گرفته ام.

ابن عباس از کنیز خواست که قلم و کاغذ آورد. کنیزک آورد و ابن عباس آغاز به نگارش کرد، میثم از ابن عباس برسید؟

چگونه خواهی بود آنگاه که ببینی، نهمین از نه نفری خواهم بود که بر چوبه کوتاه تر و نزدیک زمین، مصلوب شدهام؟

ابن عباس پاسخ داد: مگر گاهنی گه گهانت کنی، نوشته را پاره کرد. میثم گفت: صبر کن؛ آن چه را از من شنیدی نگاه دار؛

اگر دیدی راست گفته ام، نگاهش دار و اگر خلاف آن دیدی، پارواش کن، ابن عباس گفت: همان شد که گفته بود .

روایت شده که میثم بر صلیب فریاد می کرد: ای مردم هر که می خواهد گفتارهای پنهان از علی بن ابی طالب (ع) را بشنود به سوی من بشتابد.

مردم دور او گرد آمدند و از او شگفتها شنیدند. میثم تمار از زاهدانی بود که پوستی خشکیده از عبادت و زهد داشت.

ابراهیم ثقفی در کتاب غارات، از او چنین یاد کرده است: علی (ع) میثم را | دانش بسیار و اسرار پنهان آموخته بود. میشم از آنها می گفت تا آنکه اهل کوفه در گفته های او شک کردند و امام علی (ع) را دروغ زن «المخرقه»، دو پهلوگو طلابهام» و رونما طالتدلیس» می گفتند، تا روزی که مردمانی بسیار گرد آمده بودند و در بین آنان مخلص و شاکی نیز بود؛ امام علی (ع) گفت: ای میثم پس از من تو را خواهند گرفت؛

بینی و دهانت خون آلود شده؛ محاسنت خون رنگ خواهد شد؛ روز سوم دشنهای بر تو خواهند گرفت و از زندگی بدرود خواهی گفت: در انتظار آن باش.

شاید کلیدی ترین تگاه در شناخت قرآن، که از آموزگاران معیار رسیده و وجوه دیگری از قرآن را آشکار می کند، مبتنی بر شناخت مفهوم آیه در قرآن و نگرش آیهء به دنیا و شناخت آنسته امام علی (ع) فرموده اند

اما آصف من دار أولها عتاه و أخرها فناء فی خلالها حشاب وفی حرامها عقاب من استغنى فیها فتن و من افتقر فیها خزن ومن شاغاها فاتنه ومن قعد عنها وانه و من أبصر بهابصرته ومن أبصر إلیها أغمه» چگونه خانه دنیا را توصیف کنم که ابتدای آن سختی و مشقت، و پایان آن نابودی

است در حلال دنیا حساب و در حرام آن عذاب است. کسی که ثروتمند شود فریب می خورد و آن کس که نیازمند باشد، اندوهناک است و تلاش کننده دنیا به آن نرسد و به رهاکننده آن روی آورد.

کسی که با چشم بصیرت به آن بنگرد، او را آگاهی بخشد و آن کس که چشم به دنیا دوزد، کور دلش می کند. سید رضی (ره) در ذیل آن افزوده است:

اگر صاحب اندیشه ای، درست در کلام امام که فرمود: «من أبصر بها بصرته» اندیشه کند در آن معنای شگرف و دینی ژرف می نگرد، که هرگز به پایان آن نتوان رسید و ژرفای کلام امام را نخواهد دید؛

اگر جملهء «ومن أبصر الیها أعمته» را هماهنگ با جملهء قبل، به خوبی ارزیابی کند، خواهد دید که تفاوت این دو کلام تا کجاست تفاوتی روشن و شگفتی آور و آشکار، درود خدا و سلام او پر امام علی علیه السلام باد ؛

 

 

موسسه آوا –مقالات