در برخی از تفاسیر عبارت «القرآن یفسره الزمان» را به عبد الله بن عباس، نسبت داده اند؛

هر چند سند آن یافت نشد، اما مطلبی قابل فهم و تجربه است و از روایات گوناگون نیز قابل استنباط است؛

مثلاً از روایات تقریبا متواتر فهم آخر الزمانی از سوره اخلاص با برخی از دیگر سوره ها و آیات یا روایاتی که آموزگان قرآن را، دانای دانش حوادث ادوار پسین باقرآن، اعلام کرده است

مثلاً روایات جزی از قبیل «یجری کما یجرى اللیل والنهار وکما تجری الشمس و القمر»، قرآن همچون شب و روز، همانند خورشید و ماه، روان است که جاری و روان بودن آن، یعنی در زمان، کهنگی ندارد و با گذر زمان فهمیده می شود.

این گونه روایات همچون روایات «لم یجعله لزمان دون زمان ولناس دون ناس، فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض الی یوم القیامه» یا در روایاتی دیگر آمده است «له ضاه»، خداوند قرآن را برای دوره و مردمانی خاص قرار نداده،

قرآن در هر زمان تو و برای هر تیره انسانی تازگی دارد. تازگی قرآن در هر زمان، چیزی جز فهم متناسب با زمانه، یا فهم بیشتر در گذر زمانه نیست؛

مثلاً تصویر پردازی ها یا ماتریس تصاویر قرآنی، پس از فهم و درک تصاویر تو در تو و اهمیت تصویر برداری در هنرهای تجسمی و بطورخاص، هنر هفتم یاسینما که اصولاً از مفاهیم و مباحث نو پدید جوامع هنری است،

حتماً ادراکی نو از قرآن را پدید آورده است که با مباحث بلاغی و بیانی کهن و سنتی، قابل ادراک نبوده و نیست؛

همچنین برخی از اشارات تو در توی برخی از آیات با همین مفاهیم نو و حتی مباحث باستان شناسی نوین، شناخته می شود،

برای نمونه اگر به آیات سوره مرسلات توجه شود و تصور درستی از تصویرهای بسیار زیبای آن در ذهن خواننده پدید آید و با آگاهی از اوضاع جهانی همراه شود، برداشت از آیه به گونه ای دیگر خواهد شد؛

مثلا درباره آیه «انطلقوا إلی ظل ذی ثلاث شغب – لا ظلیل ولا یغنی من اللهب» (مرسلات ۳۰ و ۳۱) که در ترجمه آن آمده است؛ بروید به سوی [آن] دود سه شاخه – نه سایه دار است و نه از شعله [آتش] حفاظت می کند.

همین معانی ساده اگر با این آگاهی ضمیمه شود که در تندیس برخی بتان هندی، نیزه سه شاخی وجود دارد و به آن «شول» گفته می شود که ابوریحان بیرونی نیز، از آن یاد کرده و بداند که بنیادگرایان افراطی در سالهای اخیر، جنبش «تری شول» علیه مسلمانان به راه انداخته و با چنین ابزاری به قصد قربت، به مسلمانان حمله می کنند.

قطعاً با آشنایی با آموزه های هندوئیسم، بی تفاوت از کنار این آیه نخواهد گذشت و اشارات آیه را با جامعیتی بیشتر درک خواهد کرد؛

همچنان که درباره آیه «کانه جماله صفر» (مرسلات ۳۳) «همانند شتری زرد رنگ است»، سخنی با تصاویری چند وجهی از آن خواهد فهمید، که گویی پیش از این، هرگز مورد توجه قرار نگرفته است، از یک سو به زرتشت به معنای دارنده شتر زرد با راننده شتر ، اشاره دارد و از سوی دیگر، به شتر نمادین نفس انسانی و یکی از نمادهای هفتگانه شتر در قرآن اشاره شده است؛

همچنین در معنای دوم تیز زردی آتشین به نفس آتش وشی نسبت داده شده است که یکی از برجسته ترین آموزه های زرتشت، لگام نهادن بر نفس و طرد دیوه ها» است و در میان اعراب که باشتر، زندگانی می گذرانده اند،

زردی شتر، شاخصه بارزی از پیدایی او در گله شتران بوده است و برای نماد شناسان متأخر همین تصویربرداری در هفت گانه هایی که پس از این خواهد آمد قابلیت فهم دیگری دارد و جهانی از زیبایی و اعجاز قرآن را رخ نمایی کرده و آنانند که از این رخ نمایی های نوظهور، انشاء الله رونمایی خواهند کرد.

 

شماره سوره مقطعه ش آیه حروف سال ریشه
۹۱ الشمس ۷ و نفس و ما سواها ۱۲ ۱ نفس
۵۶ الواقعه ۳۸ لاصحاب الیمین ۱۲ ۱ یمین
۷۹ النازعات ۵ فالمدبرات امرا ۱۳ ۲ امر
۷۹ النازعات ۸ قلوب یومئذ واجفه ۱۴ ۲ قلب
۱۰۰ العادیات ۱۰ و حصل ما فی الصدور ۱۴ ۲ صدر
۸۶ الطارق ۹ یوم تبلی السرائر ۱۴ ۲ سدر
۱۹ مریم کیهعص ۳ اذ نادی ربه نداء خفیا ۱۷ ۴ خفی
۱۰۴ الهمزه ۷ التی تطلع علی الافئده ۱۸ ۴ فؤاد
۴۰ غافر حم ۵۴ هدی و ذکری لاولی الالباب ۲۰ ۵ لب
۸۰ عبس ۳۷ لکل امر منهم یومئذ شأن یغنیه ۲۴ ۷ شأن
۲۰ طه طه ۷ و إن تجهر بالقول فانه یعلم السر و أخفی ۳۰ ۸ اخفی
۱۵ حجر الر* ۲۹ فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین ۳۶ ۱۰ روح

 

 

موسسه آوا –مقالات