از نگاهی دیگر، برادران اهل سنت روایانی از جمعی از اصحاب دارند،

با عنوان «نزل القرآن على سبعه احرف» از جمله «إن القرآن أنزل على سبعه أحرف، کلها شاف کاف» با ادعای تواتر و از این مسعود از رسول اکرم (ص) در مجامع روایی خویش آورده اند که ایشان فرمودند:

«کان الکتاب الأول ینزل من باب واحد على حرف واحد، ونزل القرآن من سبعه أبواب على سبعه أحرف زاجروأمر، و حلال و حرام و محکم و متشابه و أمثال ..» الحدیث .

وقال ابن حجر (فتح الباری۹/۲۳) ذکر القرطبی (فی تفسیره ۱/۴۲ -۴۶، و التذکار ص ۳۹-۴۳) عن ابن حبان أنه بلغ الاختلاف فی الأحرف السبعه إلى خمسه وثلاثین قولا، ولم یذکر القرطبی منها سوى خمسه، ولم أقف على کلام ابن حبان فی هناء بعد تی مظنه

قلت: «قد حکاه ابن النقیب فی مقدمه تفسیره عنه بواسطه الشرف المزنى المرسى». فقال: «قال ابن حبان اختلف أهل العلم فی معنى الأحرف السبعه على خمسه و ثلاثین قولا».

در پایان چنین داوری کرده است: قال ابن حبان: «فهذه خمسه و ثلاثون قولا لأهل العلم و اللغه فی معنى إنزال القرآن على سبعه أحرف، و هی أقاویل یشبه بعضها بعضا، و کلها محتمله، و تحتمل غیر هما» در احتمال ۲۸ آورده است: الثامن و العشرون: تصریفا و مصادرار و عروض آب و غریب او سجع و لغات مختلفه کلها فی شی واحد

وقال المرسی: «هذه الوجوه أکثرها متداخله ولا أدری مستندها ولا عمن تقلت، ولا أدری لم خص کل واحد منهم هذه الأحرف السبعه بما ذکر مع أن کلها موجوده فی القرآن، فلا أدری معنى التخصیص وفیها أشیاء لا أفهم معناها على الحقیقه و أکثرها یعارضه حدیث عمر مع هشام بن حکیم الذی فی الصحیح، فإنهما لم یختلفا فی تفسیره ولا أحکامه، إنما اختلفا فی قراءه حروفه و قد ظن کثیر من العوام أن المراد بها القراءات السبع و هو جهل قبیح».

آیت الله سید محسن حکیم (۱۳۴۹ش-۱۲۶۷) یکی از بزرگترین مراجع چند دهه اخیر،

در کتاب حقایق الاصول شرح کفایه الأصول در بحث مجاز بودن کاربرد لفظ در بیش از یک معنا، از مطلب استاد خود، مرحوم آخوند خراسانی (۱۲۱۸ – ۱۲۹۰ش) آورده اند که معنای لفظ، وابسته به اراده معنایی یگانه در آن است؛

اما درباره هفت با هفتاد بطن قرآن، با آن که فهم ما قاصر از ادراک اراده الله در کلام الله است، اراده یا به اصل دلالت، یایه معانی گام بهره یا به لوازم کاربرد استعمال لفظ تعلق می گیرد،

نه به لفظ و اراده معنا در آن آیت الله حکیم، در توضیح مطلب بسیار لطیف استاد آورده اند که کاربرد الفاظ قرآن بر معانی گوناگون عقلاً مجاز است و نمونه مستند آن را چنین گزارش کرده اند.

برخی از بزرگان که در میان آنان سید اسماعیل صدر (۱۳۳۸ش-۱۲۵۸)، حاجی نوری محدث صاحب مستدرک (۱۲۸۱ش-۱۲۱۷) و سید حسن صدر (۱۳۱۴-۱۲۳۵ش) بودند،

حکایت کردند که روزی به خانه ملافتح علی سلطان آبادی (۱۲۰۳- ۱۲۷۹ش) رفتند،

ایشان آیه «واعلموا أن فیکم رسول الله لو یطیعکم فی کثیر من الأمر لعم ولکن الله خیب إلیکم الإیمان وزینه فی قلوبکم وکره إلیکم الکفر والفسوق والعصیان أولئک هم الراشدون» (حجرات۷) را خوانده

و پس از توضیح مشروح، تفسیر کردند. حاضران شگفت زده شدند که تاکنون متوجه آن نبودیم. دومین روز رفتند و ملافتح علی، همان آیه را به گونه ای دیگر تفسیر کرد.

سومین روز معنای تازه دیگری از آیه را بیان کرد. و تا سی روز، چنین بود و سی معنا برای آیه ارائه شد و هر روز بر شگفتی حاضران افزود وی اهل کرامت بود.

آیت الله حکیم و نامبرده شدگان در حکایت، همه از بزرگان اسلام و تشیع و دارای ذوق گوناگون و تالیفات بسیار بوده اند. رفتن هر روزه به منزل ملا فتح علی، مؤید مقبولیت سی معنا و تفسیری است که از ایشان شنیده و اصل ماجرا را با همان مقبولیت و اظهار شگفتی، برای دیگران نقل کرده اند.

آیه مذکور پس از آیه «یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا. (حجرات۶)

قرار گرفته که یکی از مباحث دقیق در علم اصول، فقه و درایه در بهره گیری از روایات است.

عالمان مذکور، حتما در این باره بوده و شگفتی، ایشان و عالم بزرگی چون آیت الله حکیم (ره)، موضوع ساده ای نبوده و نیست؛ زیرا آن بزرگ ملا فتح علی، به قول سعدی سر از کوی صورت به معنی کشیده و از گذرگاه قرآن، پند شیرین خوب و زینت قلب از یک سو و کراهت کفر، فسوق و عصیان از سوی دیگر برای رشد مستمع داده است.

 

 

موسسه آوا –مقالات