شماره

سوره مقطعه ش آیه حروف سال ریشه

۵۵

الرحمن

 

۲

علم القرآن

۹

۱

علم

۵۵

الرحمن

 

۲

علم القرآن

۹

۱

قرآ

۸۳

لمطففین

 

۲۰

کتاب مرقوم

۹

۱

کتب

۷۷

المرسلات

 

۱

والمرسلات عرفا

۱۳

۲

عرف

۷۷

المرسلات

 

۵

فالملقیات ذکرا

۱۳

۲

لقی

۳۷

الصافات

 

۵۴

قال هل انتم مطلعون

۱۵

۳

طلع

۶۸ القلم ن* ۳۷ ام لکم کتاب فیه تدرسون ۱۸ ۴

درس

 

 

بی گمان زبان عربی قرآن، زبان محاورات عمومی دوران نزول، فهم عموم از پدیده ها و مبتنی بر ادارات انسانی بوده است؛

بر همان اساس آیات بسیاری را می توان یافت که حکایت از همین واقعیت می کنند؛

مثلاً خلقت انسان از منی در مرسلات ۲۰ و سجده ۸ آمده است و منظور، همان آب بی مقداری بوده که باور داشته اند انسان از آن خلق شده است.

گاه زبان احتجاج به خود گرفته و باوری ساده از مردم، ولو به خلاف حقیقت، درآیه آمده است:

«قال إبراهیم فإن الله یأتی بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب فته الذی کفر۔ » (بقرہ ۲۵۸) آبراهیم (ع) در محاجه (با نمرود) گفت: خداوند خورشید را از مشرق می آورد؛

اگر می توانی از مغرب بیاور، پس او مبهوت ماند، این مطلب میتنی بر تصور گردش خورشید بر زمینی مسطح و نگاهی بطلمیوسی است؛ هر چند در جای دیگر آمده است:

«زب السماوات والأرض وما بینهما ورث المشارق (صافات۵)، فلا أقسم برب المشارق والمغارب إنا لقادرون (معارج۴۰)، – مشارق الأرض ومغاربها » (اعراف ۱۳۷)،

در هر سه آیه، با جمع بسته شدن مشرق به مشارق، از واقعیتی دیگر و بر خلاف باور عمومی سخن رفته است؛

یس آیت مبارک قرآن نه تنها با محتوای باورهای ساده سخن گفته و نیز احتجاج کرده است بلکه با مفاهیم انسانی درباره خداوند متعال، آیات بسیاری دارد که در نگاه دقیق عقلی، قابل تصور درباره خداوند متعال نیست؛

مثلا خشم، دست، عرش، کرسی (تخت)، ملکیت و ده ها عنوان دیگر از اوصافی است که تنها در انسان صادق است و در آیات تشبیهی قرآن، به خداوند متعال نسبت داده شده است،

که فرض آن درباره خداوند سبحان، با باورهای تنزیهی، اصولا سازگاری ندارد، چرایی کاربردهای مذکور، به تنگناهای زبانی باز می گردد؛ زیرا انسان جز با این روش، امکان فهم نداشته و نخواهد داشت؛

از همین منظر نه تنها قران گام به گام نگاه انسان خداگونگی را نفی کرده است؛ بلکه با آیات دقیق دیگر همانند آیه ۵۶ هوالذی»، بیانی بسیار محکم در روش شناخت درست را بنا کرده است. نخستین آیه این دسته به روش یکم بلندای آیات، کوتاه ترین آیه: وهو الذی ذرأکم فی الأرض وإلیه تخشون (مؤمنون۷۹) و در آخرین آیه از این دست آیات در بلندترین آیه، آمده است:

«هو الذی أنزل علیک الکتاب منه أیات مخکنات هن أم الکتاب وأخر متشابهات فأما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه انتقاء الفتنه وابتغاء تأویله وما یعلم تأویله إلا الله والراسخون فی العلم یقولون أمثابه کل من عند ربنا وما تذکر إلا أولو الألباب» (آل عمران ) اوست کسی که این کتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستاد. پاره ای از آن آیات محکم صریح و روشن است أنها اساس کتابند و بارهای دیگر متشابداند که تاویل بذیرند؛

اما کسانی که در دل هایشان انحراف است؛ برای فتنه جویی و طلب تاویل آن به دلخواه خود از متشابه آن پیروی می کنند با آنکه تاویلش را جز خدا و ریشه داران در دانش کسی نمی داند

آنان که می گویند ما بدان ایمان آوردیم همه چه محکم و چه متشابه از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسی متذکر نمی شود.

طبعا دسته آیات ۵۶ گانه «هو الذی» و دسته آیات ۴۶ گانه «الله الذی» و ۴۵ تایی آیات «إن ربک و إن ربکم» و دسته ۲۵۰ تایی «إن الله» و ۷۵ تایی «أن الله»،

حاوی معارف بلندی است که خداوند متعال در قرآن، خود را به آن ها معرفی کرده و مجموعا مطالب بسیار دقیق عقلانی و مراتب بلند اندیشه و تفکر انسان را با چنین آیاتی، استحکام بخشیده است

و نهایتاً جایگزین موارد اند که شماری شده که مبتنی بر باورهای عامیانه و متناسب با سیاق یا لحن محاجه بوده و باورهای عامیانه را کاملا ًتصحیح کرده است فهم اصل و فروع مبتنی بر باورهای عمومی، قطعا مبتنی بر داده های روایی استوار و محکم از آموزگاران معیار و راسخان در علوم قرآنی است.

 

موسسه آوا –مقالات