همانند سازی در بستر جامعه تاکنون، به معنای متعارف نظریه های جامعه شناسی استفاده نشده است.

دربررسی های واژه شناسی به معنای تکرار هوشمند و عاملانه مفهوم، شیبی و کاراکتر(شخصیت) تجاری و مدیریتی و … به کار رفته است.

بیشترین کاربرد واژه در مدیریت تجاری در علوم انسانی استفاده شده است و به نوعی رمز موفقیت تجارت های کوچک و بزرگ را در همانندسازی موفق دانسته اند.

جهانی شدن در معنای از بین رفتن مرزهای حداقلی که شامل تجارت بین الملل میباشد با همانندسازی موفق می تواند شرط لازم برای توسعه یک تجارت و نحوه مدیریت آن باشد.

یکی از مفاهیمی که در طی قرن ۱۹ و ۲۰ و بنظر نگارنده شتابی بیشتر در قرن ۲۱ مورد توجه واقع شده نوعی جدایی بین حوزه های معرفتی می باشد.

این جدایی حوزه ها سوای مثال های معروف مانند جدایی علم از دین، جدایی حوزه خصوصی از حوزه عمومی و … از دیدگاه نگارنده در جاهایی با شکافت معرفتی مواجه می شود که نوعی انفکاک صورت می پذیرد.

انفکاک در معنای مورد کاربرد مقاله مذکور

جدایی حوزه ها در شرایطی است که این جدایی بدیهی انگاشته می شود یا دست کم در زمان هایی یا حوزه هایی بدیهی انگاشته میشود مثلا در دیدگاه لیبرالیزم جدایی دین از سیاست بدیهی انگاشته میشود. این جدایی در پاره ای مواقع به عدم فهم یا نوعی اسطوره چهارچوب می انجامد

یکی از خطرناکترین وجه این انفکاک جدایی نهاد علم در معنای عام از حوزه های عمومی جامعه می باشد.

در این جدایی که در دوره چهل ساله اخیر شاهد آن بودیم باعث عدم فهم نهادها و سازمانها از همدیگر می گردد.

انفکاک مورد بحث باعث تخصصی شدن پیش از حد و ایجاد نوعی معرفت کاذب می گردد.

معرفت کاذب جامعه را از یک دستی و ارتباط بین حوزه ها جدا ساخته و جامعه تشکیل مجموعه هایی که در قراردادهای اجتماعی نوشته یا نانوشته ای در مقابل هم می باشد می گردد.

اینجاست که بنظر نگارنده چرخه دانش در معنای عام دانش از داده هاگرفته تا علم در معنای تجربی حتی شامل دانستنها knowing می تواند ارتباط گیر حوزه های اجتماعی باشد. بنوعی روغن کاری نرم افزاری بین چرخ دنده های اجتماع.

در بستر چرخه دانش، یکی از مفاهیم همانندسازی است به معنای بازتولید عینی یا به معنای تکرار حداقلی جایگاه ها، نقش ها، نهادها و تمام حوزه های اجتماع. این همانندسازی دارای ویژگیهای حداقلی است، یعنی مراد حداقل تکرار آن جایگاهها با همان نقش آفرینی می باشد طبعاًهرگونه ارزش افزوده ای در معنای لغوی نیز در بستر آن همانندسازی قابل تعریف است.

احساس عام در فضای سیاست عمومی و معرفت عمومی جامعه نوعی نوستالژی گذشته است در حالیکه اگر چرخه دانش و همانندسازی به عنوان زیر مجموعه ای از آن نهادینه شود و عملیاتی گردد

این احساس در فضای دیپلماسی عمومی از بین می رود.

نمونه این احساس اجتماعی در نگاه افتخار آمیز به گذشته است درحالیکه اگر تحلیل علمی در معنای عام صورت پذیرد این احساس خیلی از مواقع کان لم یکن تلقی میگردد. مفهوم همانندسازی نیازمند تعاریف، بحث ها و توضیحات و مصداق های فراوان است در نوشتار حاضر صرفاً مفاهیم بطور خلاصه و گزارش ارائه شده است.

 

موسسه آوا –مقالات