این مقاله بخشی از فصلنامه پاییز و زمستان ۱۳۹۸ می باشد.

برای بیشتر افراد اولین کلمه مرتبطی که در برخورد با واژه نور در ذهن تداعی می شود  روشنایی است. در حقیقت نور در هر فضایی با خود روشنایی را به ارمغان می آورد. مقابل واژه روشنایی، تاریکی است و هر جا که نور نباشد، روشنایی وجود ندارد و آن فضا تاریک در نظر گرفته می شود.

در بین تاریکی و روشنایی اصالت با روشنایی است. به دیگر سخن برای تاریک نمودن یک فضا لازم است که نور را از آن دریغ کنیم یا به بیان دیگر نمی توان تاریکی را تولید کرد ولی می توان جلوی تولید نور را گرفت تا تاریکی جایگزین نور شود درواقع تاریکی نتیجه نبود نور است.

سخن درباره ماهیت نور بسیار است و از آنجا که رسالت این مقاله تشریح قابل درک از ماهیت وجودی نور است لازم است سری به یافته های علم فیزیک در این باره بزنیم و از آخرین نتایج در این زمینه بهرمند شویم. اندیشمندان عرصه فیزیک به این نتیجه رسیده اند که آنچه به عنوان ماده می شناسیم در واقع توده های متراکم شده انرژی است و این مقادیر قابل تبدیل به یکدیگر هستند. فرمول معروف آلبرت اینشتن ( E=mc2) بطور خلاصه بیان می دارد که چنانچه ذره ای بتواند به سرعت مشخصی برسد  تماماً به انرژی تبدیل می شود. از سوی دیگر مواد در طبیعت از خود دو نوع رفتار متمایز ذره یا موج نشان می دهند.  در این میان نور رفتار دوگانه ای دارد تجربیات نشان داده است که نور می تواند رفتار ذره ای و موجی را همزمان از خود نشان دهد. برای ذره های نوری از واژه فوتون استفاده می کنند و معتقدند فوتون ها درواقع بسته های انرژی ای هستند که بصورت موجی در فضا منتشر می شوند.

از منظری دیگر نوری که با چشم دیده می شود و به عنوان نورمرئی شناخته شده است شامل رنگ های مختلف قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش است بخشی از طیف امواج الکترو مغناطیس درنظر گرفته می شود و می توان اجزای دیگر این طیف را بعنوان نور غیرمرئی در نظر گرفت. با وجود آن که دقت بینایی ما نمی تواند  نتیجه تابش بخش های دیگرطیف امواج الکترومغناطیس را درک کند ولی ابزارهایی وجود دارند که بطور مثال نشان می دهند توسط امواج مادون قرمز در تاریکی چه چیزهایی آشکار می گردند.

از نگاه زیست شناسی اندیشمندان ردپای امواج الکترومغناطیس را در واحدهای بیولوژیک یافته اند  و معتقدند یک راه ارتباطی سلولها  و در واقع گفتمان سلولی از طریق ذرات نوری است که شکل می گیرد و آن را بایوفوتون نامیده اند برای ارتباط با علائم مورس  وقتی یک چراغ قوه تنها وسیله ارتباطی است، دانستن الفبای مورس میتواند اطلاعات مورد نیاز را انتقال دهد، در واقع آنچه با خاموش و روشن شدن چراغ قوه و تغییر در تابش نور ایجاد می شود نوعی مخابره اطلاعات است که می تواند در حاوی پیامی مثلا برای درخواست کمک باشد. بنابراین دور از ذهن نیست که سلول ها با ارسال بایوفوتون ها و چیزی شبیه سیگنال های مورس باهم گفتگو  کنند و با تبادل اطلاعات یکدیگر را از نیازهای هم مطلع  سازند.

می توان جهان را شامل انرژی ای به شکل ذره وموج در نظر گرفت که دائماً درحال نقل و انتقال  اطلاعات است. ذره که یک نوع انرژی متراکم یا “انرژی منجمد” است تنها معادل کسری برابر با یک یک میلیونیوم بخش از انرژی جهان هستی ما را نشان می دهد که در مقایسه با انرژی بصورت موجی بسیار ناچیز است . واژه “اطلاعات” هنوز به وضوح از نقطه نظر فیزیکی تعریف نشده است و  هنوز دربین دانشمندان اختلاف نظر زیادی درباره آن وجود دارد. بعضی از دانشمندان اطلاعات را یک حالت خاص از انرژی به حساب می آورند، برخی دیگر در حقیقت هیچ انرژی ای در اطلاعات نمی بینند با این حال  تصور می شود که همه  فر آیند های بین ذرات اولیه به وسیله اطلاعات کنترل می شوند.

از دیدگاه کل نگرانه به هستی این اعتقاد وجود دارد که همیشه کل چیزی بیشتر از جمع جبری اجزاء است به بیان دیگر اجزاء بواسطه نوع اطلاعاتی که در بر دارند کل را بوجود می آورند. وقتی صحبت از اطلاعات می شود گستره ی بسیار وسیعی از مسائل انتزاعی و غیر انتزاعی را شامل می شود که می تواند شناخت ما را نسبت به هستی به کلی دگرگون کند، هرچند در این مقاله فرصت پرداختن به آن ها وجود ندارد با این حال با نیم نگاهی در زندگی مدرن امروزی می توان به این درک رسید که شکوه و عظمت هستی بسیار بسیار فراتر از آنچه اندیشمندان به آن رسیده اند و یا حتی تصور می کنند است.

تکنولوژی جدید رایانه ای به ما نشان می دهد که چگونه می توان یک حجم باور نکردنی از اطلاعات را در فضای بسیار کوچکی ذخیره کرد. آیا ۲۰ سال قبل می توانستیم باور کنیم که تمام اطلاعات یک کتابخانه را در یک مقیاس یک سانتی متری می توان ذخیره کرد و بعد با یک سرعت غیر قابل باور می توان آن را بازیابی نمود؟ این عملکرد با رایانه های کوانتومی که اخیرا اختراع شده  و نیز ارتقاء یافته اند به نحو شگفت انگیزی قابل انجام است. طبیعت نیز از مدت ها قبل قادر به دست یابی به کارهایی بوده که امروزه می توانیم از طریق پیشرفت های فنی انجام دهیم برای مثل باطری های خورشیدی الگوبرداری شده از پدیده فتوسنتز در گیاهان. جالب است بدانید که هر ذره نور یا فوتون می تواند ۱۰ به توان ۱۲۷ بیت اطلاعات (عددی که ۱۲۷ تا صفر دارد) را در خود ذخیره کند. به هر حال آنچه که مسلّم است این است که اگر اطلاعات با یک فرآیند کامل و پیشرفته انتقال نمی یافت زندگی روی کره زمین بسیار مشکل می شد.

به نظر می رسد آنچه نیاز به توجه بیشتر دارد این نکته است که اگر هر فوتون ظرفیت حمل این حجم از اطلاعات را دارد آیا می توان از فوتونهای نور به عنوان حامل اطلاعات استفاده کرد و در عرصه پزشکی به عنوان یکی از ابزارهای درمانی قدرتمند از آن بهره جست؟ در این میان شاید بتوان تکنولوژی بایورزونانس را که کمتر از نیم قرن است مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته آغاز عصر پزشکی اطلاعات در نظر گرفت. همچنانکه با تاباندن نور چراغ قوه بر اتاقی تاریک می توان بسیاری از محتویات آن را آشکار و قابل رؤیت ساخت امید است با بکارگیری این فن آوری و فن آوری های مشابه دیگر پاسخ بسیاری از پرسشهای مطرح در علوم مختلف بویژه پزشکی را دریافت نمود.

جدای از اینکه نور روشنایی بخش است و بسیاری از ابهامات را در دل تاریکی هویدا می سازد در جای جای این جهان هستی و در لحظه لحظه آن رسوخ کرده و بدون آن سازو کار کائنات متوقف خواهد شد.

موسسه آینده نگاری و ایده پروری آوا – مقالات