این مقاله بخشی از فصلنامه پاییز و زمستان ۱۳۹۸ می باشد.

نور همه جا هست. در ادبیات، در طبیعت، در خود من و شما، همه جا نور به عنوان خوبی، شادی و زندگی وجود دارد. درواقع نور خود را به همه چیز تحمیل کرده است از هر روزنی عبور کرده و بصورت فراگیر همه هستی را در برگرفته است. وجود نور اگر از خورشید باشد و یا از آتش ، از نزدیک یا دور دست، ارزشی محسوب می شود. جهت نور موضوع فیزیک و فیزیکدانهاست . در طبیعیات، طبیعی دانها به دنبال محل حضورش و تاثیرش بر زندگی و حیات می گردند. و ریاضی دانها علاقمندند که نور را در قید چند فرمول در آورند تا بر تحرکات و تحریکات آن مسلط گردند. اصولا به نظر من نور باعث پدیدار شدن مغز در جانوران و انسان گردیده و باعث شکل گیری فتوسنتز در گیاهان شده است. نور باعث آگاهی و حیات است اسطوره نور طول تاریخ بشریت هادی و هدایت کننده و همچنین شکل دهنده اعتقادات  و باورها گردیده است. نه فقط حیات بلکه آگاهی هم وامدارحضور وجود فعالیت پدیده ایست به نام نور.

اگرگیاهان در روی کره زمین نبودند، امکان حضور گونه های جانوری وجود نداشت. گیاهان توسط برگهای خود می توانند از انرژی نورانی برای تولید و سنتز مواد مورد استفاده خود بهره بگیرند.

استفاده گیاهان از نور سخن جدیدی نیست و سالهاست که کشف شده و فرایندهای مختلف آن مورد مطالعه قرار گرفته است. علاقه مندم در این مقاله به فرایند نور و تاثیر آن به تولید آگاهی بپردازم.

آگاهی هرچه باشد برای حضور و ظهورش مدیون وجود یک سامانه در هم پیچیده قابل انعطاف یعنی مغز است. در حالیکه نور حاوی اطلاعات متنوع و بسیاری است. اما بایستی در یک دستگاه ویژه اطلاعات برای استفاده مورد پردازش قرار گیرد. مغز بهترین پردازشگر است. لازم به ذکر است که پردازشگری هر نوع اطلاعات یا داده در هر سامانه ‌ای در جهت بقای آن موجود است. موضوعی که تا کنون به آن اشاره نشده است اختلاف بین کارکرد سیستم عصبی مغز با بقیه عناصر جذب کننده نور است. به دلیل فعالیت خاص در سلول های عصبی، انرژی شیمیائی و الکترومغناطیسی و همچنین انرژی مکانیکی تبدیل به انرژی های دیگر می شوند. در حالیکه ساز و کار تبدیل انرژی شیمیائی به انرژی الکترومغناطیسی در مغز از ارگان های دیگر بسیار بیشتر است در مغز به غیر از ارگانها ، کمتر ملکولی را می توان نشان داد که دو قطبی نباشد؛ و همین موضوع باعث گردیده است که مغز معکوس فرایند فتوسنتز کار کند بدین معنی که در مغز ، سلولهای عصبی بترتیبی طراحی گردیده اند که بتوانند از انرژی حاصل از سوخت و ساز سلولی فوتون تولید نمایند.

اخیرا سلسله مقالات بسیاری در مجلات علمی معتبر جهان چاپ شده که نشانگر علاقمندی دانشمندان به تعریف کار کرد مغز با توجه به تولید و عملکرد فوتونها می باشد. علاقمندی دانشمندان به آن سبب است که چنانچه در مغز فوتون تولید شود و از نقطه ای به نقطه دیگر در مغز منتقل گردد طبیعتا از قوانین کوانتومی یا تابع موج پیروی می کند. در این شرایط موضوع کارکرد مغز و رفتار موجودات دارای مغز دچار دوباره تعریف خواهد شد. پرواضح است اگر تصور کنیم که چنانچه قوانین کوانتومی در مغز جاری و ساری باشد بسیاری از تئوری های گذشته در مورد علوم موضوعی درباره فکر ، خیال، وهم و عقل تغیر می کند و از طرفی شناسایی و درمان بسیاری از بیماریهای روانی مانند افسردگی و آلزایمر و حتی بیماری عصبی مانند ام اس نیز جای دوباره‌ی باز تعریف را خواهند داشت.

سلولهای عصبی یا نورون ها از نظر ساختمانی یا مورفولوژی سلول دارای خصوصیات ویژه‌ای می باشند که این خصوصیات از نظر هندسی و ملکولی در بقیه سلولهای موجودات زنده یافت نمی شوند. سلول های دیگری هم برای پشتیبانی فرایند های انرژیک در مغز حضور دارند که ده برابر سلولهای نورون می باشند. سلولهای پشتیبان معروف به گلیاهم طبعا نقش موثری در فرایند عصبی مغزی دارند که در غیاب آنها نورونها امکان فعالیت پردازشگری وسیعی که امروزه از آنها می بینیم را نداشتند.

همانگونه که دیده می شود سلول های نورون دارای شکل غریبی هستند و اصولا مانند آن است که برای پردازش و انتقال اطلاعات ساخته شده اند.

سلول های نورون تعداد بیشترین غریبه آشنا یعنی میتوکوندری را دارا هستند از طرفی دیگر میتوکوندریهای نورون ها بزرگتر از مشابه ها شان در سلول های معمولی در جانوران هستند. و شاید علت آن هم فعالیت چند برابری سلول های نورون نسبت به سایر سلول های بدن از جمله سلول های عضلانی ،کبدی و غیره می باشند. در سلول های جانوری متیوکندری به عنوان کارخانه تولید انرژی است. درواقع در این نقطه از سلول انرژی شیمیایی به انرژی هایی دیگر تبدیل میشود. البته بخشی از آن هم به انرژی شیمیایی قابل استفاده تبدیل می شود. در این مرحله غالباً واکنش ها توسط آنزیم ها تسهیل و توسط اکسیژن موجود واکنش های اکسیداسیون و احیاء دائمی میشود که حاصل آن انرژی گرمایی، مولکولهای قطبی مورد استفاده در سلول عصبی و فوتون ایجاد می گردد.

اما بر حسب تحقیق اخیر دانشمندان، مولکولهای دیگری نیز دارای اطلاعات هستند که بصورت فوتون ساطع می شوند. این مولکولها عموما دوقطبی بوده و به عنوان نوروترنسیمتر معروف هستند.

از مهمترین و بیشترین نوروترنسیمتر یا مواد شیمیائی اتصال دهنده عصبی گلوتامات، استیل کولین ، گلابین  وگا، آمینو بوتریک اسید می باشند. فرمولهای نوروترنسیمترهای ذکر شده به صورت زیر می باشند:

 

همانطوریکه دیده می شود ملکولهای بالا دارای خاصیت دو قطبی می باشند و در نتیجه زمانی‌که در حال حرکت به سوی گیرنده هستند. دارای انرژی الکترومغناطیس می گردند. انرژی تجمع یافته در این مولکول های انتقال دهنده عصبی زمانیکه به دیواره و گیرنده مربوطه در پرسینایی برخورد می کند، انرژی درونی ملکول آزاد می شود نه اینکه در سلول پرسینایی تحرکاتی را ایجاد می نماید، بلکه در درگیری با گیرنده انرژی بصورت نورانی ساطع میگردد.

تنها استیل کولین است که تجزیه می شود و انرژی شاید برای تجزیه آن مورد استفاده قرار می گیرد. ملکول بدون انرژی گلوتامات در حالیکه ساختار شیمیایی خود را حفظ کرده ولی سلول پیش سینایی نمی تواند از آن استفاده نماید. در نتیجه ملکول گلوتامات پیش از برخورد با گیرنده NMDA، دارای انرژی تحریک شده با گلوتامات پس از برخورد با گیرنده کاملا متفاوت است. به همین جهت گلوتامات بدون انرژی توسط سلول استروگیلیا دریافت شده دوباره تجربه میگردد گلوتامات در استروسایت به گلوتامین تبدیل شده و سپس دوباره در سلول نورون به گلوتامات تحریک شده یا zxcted تبدیل می گردد.

در حالیکه ۹۶% از کل ملکول های انتقال دهنده عصبی را گلوتامات تشکیل داده و در تمام نواحی مغز یافت می گردد، در نتیجه حجم عظیمی از فوتون در این فرایند شکل می گیرد. فوتونها از کلیه قوانین کوانتومی شناخته شده مانند بر هم؟ تخلیه بار و انرژی (dcohalncy ) و superposctou برخوردار هستند. آزمایش های متعددی اخیرا برای شناسایی فرایند های فوتونی در مغز انسان و مانند جانورانی همچون موش آزمایشگاهی انجام شده که موید حضور فوتون در مغز است.

و جالبتر آنکه فرکانس فوتونهای مغزی در ناحیه مرئی بین ۳۵۰تا ۷۰۰ نانومتر می باشد.

هنوز مشخص نیست علیرغم آن که اخیرا جهان علم متوجه چنین انوار دیدنی که بیشتر در ناحیه زرد تا بنفش هستند شده است و بشر نیز در طول تاریخ امثال و حکم و ضرب المثل هایی که در این باره عنوان کرده است مانند روشنفکر ، جرقه در مغز زدن و یا دورسرقدیسین را نورانی می بینند این ها همه غیر منطقی و علمی نیستند. امروزه تئوری اینکه فکر و خیال و رویا و یا تصمیم گیری نتیجه چه پدیده ایست به برهمکنش امواج الکترومغناطیسی و یا ارتعاشی نسبت داده می شود درحالیکه با ظهور فوتونها که از خواص کوانتومی مانند تونل زنی برخوردار هستند و قابلیت فرایند همدوسی را هم دارند. این سوال پیش می آید که کدام یک از فرایند های ذهنی را باعث می شوند. البته در این فرایند نورانی آب نیز نقش موثری دارد. در این مورد تحقیقات لازم آغاز شده که در سال های آینده شاهد نتایج و دستاورد های بسیاری خواهیم بود. امیدوارم که دانشمندان شایسته و علاقمند کشورمان پیگیر چنین موضوعاتی باشند تا در آینده بتوانیم از چنین دستاوردهایی استفاده های نظری و عملی ملموسی را کسب کنیم.

داشمندان امروزه معتقدند که هوش و شعور بین جانوران بر اثر تکامل فرایند های نورانی داخل مغز است که صورت می گیرد.

جالب است که مغز نقش آینه را برای محیط بازی می کنند و انسان به یاد دو آینه موازی و اشکال بی نهایت می‌افتد. و بی موضوع و بدون قائده نخواهد بود که کارکرد مغز و محیط را فرایند آینه در آینه بدانیم. واقعا شاید کاملا درست باشد که:

شب است و آینه خواب سپیده می بیند

خیال واهی و حق را تنیده می بیند.

موسسه آینده نگاری و ایده پروری آوا – مقالات