مبدع طب النبی

یکی از مباحثی که اخیراً مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها قرار گرفته است،

بحث عدم درمان برخی بیماری ها توسط طبه امروزی و رویکرد مردم به طب سنتی است (بسیاری از مردم مراجعه به طب سنتی را مقبول تر و با اعتماد بیشتر می دانند).

هر چند شاید طولانی بودن دوران درمان در طب سنتی و اینکه طب سنتی هم در بسیاری موارد قدرت درمان بیماری های خاص و صعب العلاج را ندارد

هم عاملی است که برخی بیماران طب سنتی از ادامه درمان منصرف می شوند از سوی دیگر اخیراً موضوعی با عنوان طب النبی در برخی رسانه ها مطرح گردیده که توانسته است

برخی از بیماری های خاص و صعب العلاج را درمان نماید.

به همین دلیل و برای آشنایی هر چه بیشتر خوانندگان آینده دعوت کردیم از پدید آورنده این روش طبی تا در زمینه ابعاد گوناگون آن به گفتگو بنشینیم.

آنچه در پی می آید گفتگوی آینده با حجه الاسلام فراهانی مبدع این روش درمانی است.

ضمن تشکر از حضورتان در مجله آینده، به عنوان اولین سوال لطفاً خودتان را برای خوانندگان، معرفی فرمائید:

با سلام خدمت شما و خوانندگان گرامی فصلنامه آینده اینجانب حسن زنگارکی فراهانی، متولد روستای چونک فراهان استان اراک هستم.

در سال ۱۳۶۴ وارد حوزه علمیه شدم سال ۱۳۶۵ در اعزام سراسری سپاهیان حضرت محمد(ص) به جبهه های حق اعزام شدم و در سال ۱۳۶۶ در منطقه حلبچه شیمیایی شدم؛

از سال ۱۳۷۱ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمدم و تا سال ۱۳۸۷ افتخار خدمت در سپاه پاسداران را داشتم.

اگر ممکن است بفرمانید چگونه به سراغ طب و درمان رفتید؟ من در سال ۸۷ به دلیل عوارض شیمیایی و حاد شدن آن در بیمارستان بقیه الله بستری شدم.

متاسفانه پس از مدتی پزشکان بیمارستان جوابم کردند و بعد از این موضوع فعالیت من جهت درمان خودم شروع شد که منجر به ورود به حیطه طب سنتی و نهایتا ابداع روش جدید طبی شد.

و بیشتر توضیح می فرمائید:

بله، حتماً تخصص من در حوزه علمیه تاریخ و قرآن بود و بر روی تاریخ زندگی انبیاء و ائمه تحقیقات فراوانی داشتم. وقتی شروع به مطالعه در زمینه طب سنتی کردم

متوجه شدم مبانی طب سنتی به روایتی که داریم نمی خورد و بعضاً دچار اختلاف اساسی است، ۲سال به تحقیق در طب سنتی پرداختم و مشاهده می­ کردم که از یک طرف در طب سنتی مواردی است که نمی تواند صحیح باشد

و با آنچه از ائمه داریم در تضاد و تخالف است؛ یعنی دست بیمار را می گرفتیم و چون دست بیمار هر دو یخ بود نتیجه می گرفتیم که بلغم دارد، ولی دارو که میدادیم دارو اثر نمی کرد؛

از طرف دیگر با فرمایشات و رفتارهایی هم از اهل بیت مواجه شده بودم که با آیات قرآن همخوانی نداشت؛

مثلاً در زندگی امام باقر(ع) دیدم که هر وقت حضرت می خواستند هندوانه میل کنند

آنرا با نمک میل می کردند. مفسرین هم نوشته بودند ایشان بخاطر زهد بسیار و اینکه نمی خواستند در هوای داغ مدینه خنکی را بچشند نمک می زدند و با اینکه حضرت علی (ع) نان جومیل می کردند،

به همین دلایل سوالات زیادی در ذهن من شکل گرفت.

این رفتار ائمه با دو چیز در تضاد بود، اول آنکه خدا در قرآن می فرماید« چرا چیزی را که بر شما حلال کردیم را حرام کردید»

و دوم آنکه در زندگی حضرت رسول (ص) این رفتار را نداشتیم. یعنی پیامبر هندوانه را بانمک میل نمی کردند. خب پس آیا زهد امام باقر(ع) از حضرت رسول بیشتر بوده است؟

و آیا علاقه حضرت علی (ع) به نان جو نسبت به نان گندم بیشتر بوده است؟ یا ایشان هم به دلیل زهد بسیار نان جو میل می فرمودند؟

این موضوعات با آیه قران که می فرماید «کلوا من طیبات ما رزقناکم» هم جور در نمی آید.

موسسه آوا –مقالات