فروغی از رُخ ساقی (قسمت چهارم)

نشانه هایی از قرآن برای دانشمندان

سه واژه ی «ایی» و «قرء» و «علم»، ریشههای آیه و قرآن وعلم و دیگر مشتقّات آنها هستند. آیه را به «نشانه» ترجمه کرده ایم و مجموع مباحث پژوهشیِ راجع به آن را، با تساهلی در اطلاق، عنوان «نشانه شناسیِ قرآن» می نهیم و قرآن را که برگرفته از ریشهی قرء (به فتح یا ضمِّ ق، به معنای خواندن) است، تنها به قرآن به معنای «خواندنی» خلاصه نمیکنیم، چراکه حتّی کلمه ی قرآن در برخی از آیات به معنای خواندن آمده است: «… وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا» (اسراء:٧٨): … «و خواندنِ بامداد؛ بدرستى که خواندنِ بامداد هست حاضرآمده/ خواندنِ صبح باشد حاضرشده بملائکۀ شب و روز» (ترجمه ی قرن دهم و شعرانی).

تفصیل این بحث در کتاب مدارس آیات آمده است و در آنجا مراتب هجده گانه ی قرائت، که نه تنها درمورد قرآن، که دربارهی هر خواندنیِ جاندارِعلمی و معنوی نیز صادق است، توضیح داده شده است.

حال، با این دیدگاه میتوان از نوزده دسته از آیات قرآنی یاد کرد که هرکدام برای گروهی خاص دریافتنی است. عنوان هرگروه با شمار آیات ناظر برآن و ترجمهی عنوان در جدول زیر آمده است. از این دسته اند گروهِ «دانایان»، که آیات هشتگانه ی مربوط به آنان با توضیحاتی بسیارکوتاه و متناسب با موضوع این مقاله، ذیلا درج شده است.

اگر قرآن کریم را، با فرض پیشینیِ علمی-آموزشی بودن، به معانی خاصّ قرآنیِ آن بدانیم، در کاربردِ کلمات و جملات آن بایستی دقّت بسیار کرد و حتماً در ترجمه ی آنها رعایت و مراقبت نمود. این نکته در ترجمه های قرآن کمتر ملحوظ بوده و بیشترِ مترجمان و چهبسا مفسّرانِ گرانمایه، ترجمهی بعضی کلمات را، بنا بر ملاحظات زبانی، تغییر داده اند و یا تفاوتِ بین کلمات مشابه را رعایت نکرده اند؛ حال آنکه میتوان هرکلمه را متناسب با ریشه ی آن ترجمه کرد و تاحدّی توضیح داد.

در جدول زیر، درحدّ امکان، تلاش شده که در ترجمه ی عناوین به این نکته توجّه شود. با این نگاه، جنبهی آموزشی این عناوین نیز، که نیازمند مبنایی درست در مراتب و مراحل آموزشی است، بر اساس آیهی نخست سوره ی هود و توضیحات بیشتر در بلندای آیات و ترتیب نخستین آیه ی هرعنوان، در جای خود تبیین و در جدول زیر تنظیم شده است. بر این اساس، موارد مطرح در هر دسته از آیات، تقدّم و تأخّرِ رتبی در مراحل آموزشی دارند.

شماره

عنوان

شمار

ترجمه

١

لِلْمُتَوَسِّمِینَ

١

نامگذاران، نشانه شناسان، هوشمندان

٢

مُسْلِمُونَ

۴

تسلیم شدگان، فرمانبرداران

٣

یَعْقِلُونَ

١١

خردمندان پایبند (عقل و عقال)

۴

یَعْلَمُونَ

٨

دانایان

۵

یُوقِنُونَ

٢

باورمندان( یقین)

۶

لأولِی النُّهَى

٢

خردمندان (دارای خطوط قرمز)

٧

لِلْعَالَمِینَ

٣

جهانیان

٨

یَذَّکَّرُونَ

٢

پند پذیران

٩

أُولُوا الألْبَابِ

٣

فرزانگان

١٠

صَبَّارٍ شَکُورٍ

۴

شکیب پیشگانِ سپاسگزار

١١

یُؤْمِنُونَ

٧

باورمندان

١٢

یَفْقَهُونَ

١

پژوهشگران

١٣

یَتَفَکَّرُونَ

١٠

اندیشمندان

١۴

یَسْمَعُونَ

٣

شنوندگان

١۵

یَتَّقُونَ

١

پرواپیشگان

١۶

عَالِمِینَ

١

دانشمندان

١٧

یَشْکُرُونَ

٣

سپاسگزاران

١٨

عَبْدٍ مُنِیبٍ

٢

بندهی بازگشته (گریان)

١٩

لأولِی الأبْصَارِ

١

بینشداران

با عنایت به این یادآوری، به نکتهای دیگر باید پرداخت؛ این که آیاتِ راجع به علم، نمیتواند صرفاً به دو گروه «یَعْلَمُونَ» و «عَالِمِینَ» محدود باشد، امّا در مقالهای کوتاه چارهای جز اکتفا به همان دستهی «یَعْلَمُونَ» نیست که شامل هشت آیه است. چینش مبتنی بر بلندای آیات، مانند هرآنچه در این قبیل نوشتارها آمده، در اینجا هم رعایت شده است.

نشاندادنِ زوایای گوناگون مباحث، از منظرِ نیازهای ایمانیِ متناسب با اوضاع امروزه در جهان، مستلزمِ کوشش بسیار در زمینههای مختلف است و کارِ گروهی آشنا با علوم گوناگون. نمونهی چنین مواردی در آیات هشتگانهی «لِقومٍ یَعلَمون» در جدولِ زیر آمده است.

ش

سوره

مقطعه

آیه

۴٣ آیهی مشترکِ علم و آیه

حروف

سال

۴١

فصّلت

حم

٣

کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

٣٣

٩

۶

انعام

١٠۵

وَ کَذَلِکَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

۴۴

١٣

٢٧

نمل

طس *

۵٢

فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَهً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

۴۴

١٣

٣٠

روم

الم

٢٢

وَ مِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوَانِکُمْ

إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ

۶٧

١٧

٩

توبه

١١

فَإِنْ تَابُوا وَ أَقَامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکَاهَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ

وَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

۶٨

١٨

۶

انعام

٩٧

وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ

قَدْ فَصَّلْنَا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

۶٩

١٨

١٠

یونس

الر *

۵

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاءً وَ الْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ

لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِکَ إِلا بِالْحَقِّ

یُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

١٠١

٢١

٧

اعراف

المص

٣٢

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ

قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ

کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

١١١

٢٢

موضوعات هشت آیهی مشترک در دو موضوع «علم» و «آیه»، بنا بر ترتیبِ آمده در جدول، با توضیحی اجمالی درباره-ی بعضی از آنها، به این قرارند:

١.کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (فصلت:٣):

کتابى است که آیات آن آشکار شده است، به گونهی قرآنى عربى، براى گروهى که مى‏دانند.

دربارهی زبان قرآن، با توجّه به پیوندِ نطق و منطقه و منطقِ زبانی آن پیش و پس از اسلام و نسبتِ آن با اوضاع و احوال جغرافیایی و تاریخی، پژوهشهای بسیار شده است که ما مسلمانان کمتر با آنها آشناییم. پروفسور ایزوتسو، اسلامشناس و قرآنپژوهِ شهیرِ ژاپنی، در این زمینه گفته است :

کوتاه سخن آن که، واژگان ساختی چندلایه است و این لایه ها، از لحاظ زبانشناختی، به توسط گروه هایی از کلماتِ کلیدی ساخته شدهاند که ما آنها را میدان شناختی نامیدیم. (ص٢٧، پ١).

فراتر از آن را، با ریشه شناسی و تحلیلِ معناشناختی، «جهانبینیِ معناشناختی» نام داده است؛ کلماتی مانند: الله، اسلام، ایمان، کافر، نبی و رسول.

زبان عربی، علاوه برغنی بودن از حیث کلمههای پایه و اساسی، قابلیت شگفتانگیزی برای اشتقاقِ کلمات جدید از یک مادّه و ریشه با نظم و ترتیب خاص دارد. (ص٧٧)

نمونههایی از آن را بر پایهی شواهد تاریخی آورده و در مقایسه با تحوّلاتی که این کلمات در زبان قرآن و علوم اسلامی داشتهاند برشمرده است و افزوده:

پس از اسلام و در ادوار بعد، زبان عربی به صورت زبانی بسیارغنی و به شکلی عالی سازماندار و فرهنگی درآمد و، در واقع، یکی از مهمترین زبانهای فرهنگیِ جهان شد. ثروتمندیِ آن تنها به شمارِ کلماتی که در آن به کار میرفت نبود، بلکه، نخست و مقدّم بر هرچیز، به پرشماری و پیچیدگیِ ارتباطات و پیوستگیهای تصوّری یا دستگاههایی بود که کلمات با یکدیگر میساختند. واژگان فلسفی یکی از این دستگاهها است. (ص٧۵)

آشنایان با اینگونه از مباحث زبانشناختی در قرآن کریم و مباحث بسیارِ دیگر دربارهی زبان عربی و اختصاصاً زبان قرآن، نیز زبانشناسی و فلسفهی زبان و ادبیاتِ نو و نقد ادبی، به صورت عام و متناسب با متناطرهای قرآنیِ آن و با شواهدی از آیات و کلمات، مسائل و مباحثی مطرح کردهاند که همه میتوانند گواهی بر صحّتِ ادعای قرآن کریم باشند.

٢. « وَکَذَلِکَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (انعام:١٠۵):

و بدین‏گونه آیات را گونه‏گون مى‏آوریم- و (بگذار، یا، تا مبادا) بگویند که (تو نزد اهل کتاب) درس آموخته‏اى- و تا آن را براى گروهى که مى‏دانند روشن بیان داریم.

ادّعاها و اتّهاماتی بوده و هنوز هست که پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله را آموزش یافتهی برخی از دانشمندانِ پیش ازاسلام و حتی قرآن را املای دیگران بر آن حضرت معرفی کردهاند (فرقان:۴و۵). قرآن کریم در آیهی ١٠۵ انعام و آیات ۴و۵ فرقان، بهصراحت، به ذکرِ هردو اتّهام دروغین پرداخته و سپس، به وجهِ ایجابی، بر وحیِ الهی بودن قرآن تأکید کرده است. افزون بر این، مفسّرانِ قرآن و مورّخانِ مسلمان پاسخهای درخورِ دیگر به این اتّهامات دادهاند که این مقاله مجال ذکر آنها نیست.

در آیهی ١٠۵انعام، درضمن ذکرِاتّهام، گویی عالمانِ دیگرادیان را مخاطب قرارداده و ازآنان پرسیده که چهگونه ممکن است شخصی درس ناخوانده کتابی بیاورد با چنان پیچیدگیِ معرفتی و سبکِ بیان که گزیدهترینِ مردمان چهارده قرن قبل حتّی خواب آن را نمیدیدند، حالآنکه حتّی نمونهای ازانسجامِ عبارات و چندلایهگیِ معانی و مفاهیمِ زنجیرهوارِ آن را در هیچ متنِ دیگر ندیده باشد؟ کاری که پس از چهارده قرن نیز انجامِ آن، با عنایت به تحدّیاتِ درون متنیِ قرآن، برای دانشوران و دانشگاهها و مراکز علمی و ادبیِ پیشرفتهی امروز ممکن نباشد.

باری، قرآن کریم در این آیه، اجمالاً، به شناخت کلّیتِ ادیان و مطالعهی تطبیقی آنها و هرعلمی که بتواند در این راه مفید باشد توجّه داده و آنهمه را گواهی برحقّانیتِ خود دانسته؛ افزون بر تذکّر به تامّل در دگرگونیِ (: تصرّف) آیات که خود موضوعی دیگر است.

٣. «فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَهً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَهً لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (نمل:۵٢):

و این خانه‏هاى (فروریخته و) خالىِ آنهاست، به سبب ستمى که روا داشتند. بى‏گمان، در این، نشانه‏اى است براى گروهى که دانایند.

قوم ثمود یکى از قبایل عرب بود که دراشعار اَعشَى و اُمیّه بن ابىالصّلت (از شاعران برجستهی پیش از اسلام) از سرنوشتِ آنان عبرت گرفته شده است. در کتیبهی سارگون دومِ آشور (٧١۵م) از این قوم به عنوان یکى از قبایل وحشىِ عرب نام برده‏ شده که مطیع دولت آشور گشتند و در شمال و مشرق چادرنشین بودند. نام ثمود در تألیفات ارسطو و بطلمیوس و بلیناس نیز آمده است و بلیناس، دَمثَه‏ و هِجره‏ را از منازلِ ثمود برشمرده که احتمالاً همان دَومه-الجَندَل و الحِجر باشد.

در قرآن کریم ٢۶ بار از این قوم یاد شده است. ازمنظر قرآن و بنا برتحقیقات باستانشناسان، این قوم در مناطق کوهستانى در سرزمین وادِىالقُرَى بهسرمى‏بردند: از دشت و هامون کاخها برگرفته، کوهها را بهصورت خانه مى‏تراشیدند (فجر:٩ و اعراف:٧۴).

بنا بر تحقیق باستانشناسانِ دانشگاه لندن که درسال ١٩۶٨ به شمال حجاز اعزام شدند، آثار مدائنِ صالح (مرکز قلمروِ قوم ثمود) در این منطقه شبیه بقایای تمدّنِ نَبَطیه است و بناهاى کنده‏شده در کوههای آنجا شباهت زیاد به کوه-هایی در اردن دارد. برخى از جغرافیدانان و جهانگردان از مدائن صالح در شمال عربستان دیدارکرده و گفته‏اند که در آنجا چاهى به نام چاه ثمود است‏ که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله، هنگام عزیمت به‏ جبههی تبوک، با اصحاب خود در کنارِ آن فرودآمدند. مستشرقان از راهِ نبشته‏هاى کلاسیک با ثمودیان آشنا شده‏اند. در متنهاى آشورى، مانند متنِ سارگون دوم، به مناسبت جنگى که میان آنان با آشوریان رخ داد و به پیروزىِ آشوریان انجامید، نام ثمودیان آمده است. قرآن کریم نیز ثمودیان را جانشینان قوم عاد معرّفى کرده است.‏

۴. «وَ مِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ» (روم:٢٢):

و از نشانه‏هاى او آفرینش آسمان‏ها و زمین و گوناگونىِ زبان‏ها و رنگ‏هاى شماست؛ به راستى، در این، نشانه‏هایى براى دانشوران است‏.

در این دسته از آیات، نشانههای آفرینش آسمانها و زمین و گوناگونیِ زبانها و رنگها، برای دانایان چنین موضوعاتی، بهعنوان نشانههایی ازخداشناسی ذکرشده است. دوستان دانشمند، با گرایشها و تخصّصهای گوناگون، حقِّ مطلب را در تبیین این مطلب ادا خواهند کرد. اطّلاعات و دانش گستردهی امروز، به یاریِ فنّاوریهای نوین، زمینه و شرایط درک بهترِ اشارات و لطایف قرآنی را بیش از هر زمانِ دیگر آماده و فراهم کرده است. اختلافات رایج میان زبانها و گویشها و لهجهها در مناطق گوناگون جهان و مختصّاتی که هرمنطقه دارد، و پژوهشهای جدّی و گسترده در اسناد و متونِ تخصّصی مربوط، برای زبانشناسان و محقّقان رشتههای مرتبط با زبانشناسی و فلسفهی زبان و معناشناسی، نگاه عالمانه و تخصّصیِ دیگری پیشِ روی مینهد که هیچگاه در گذشته نبوده است. همچنین، درمباحث مربوط به علوم پزشکی، ژنتیک، نژادشناسی، زیست بوم و… و دربارهی رنگها و ویژگیهای چهره و حتّی در چهرهنگاریها، عبارات و اشاراتی دیگر است و جایِ کار فراوان دارد.

۵. «فَإِنْ تَابُوا وَ أَقَامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکَاهَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (توبه:١١):

(با اینهمه) اگر توبه کردند و نماز برپاداشتند و زکات دادند برادرانِ دینىِ شمایند؛ و ما آیات را براى گروهى که مى‏دانند روشن میگردانیم.

نخستین سورهی قرآن کریم، پس از حمد و ثنای الهی، حاویِ درخواست هدایت به راه راست است، راه کسانی که برخودار از نعمتاند. هدایت و راهنماییشدن به راهی ویژه، نیازمندِ نشانه/ نشانههایی است. پس نشانهها را باید شناخت. امّا، همچون مسیریابی بر روی نقشه یا نقشهخوانی، که خود دانشی جداست، در هدایت نیز باید با زبان نشانهها آشنا شد. قرآن کریم نمونهای از چنین آموزشی را با گزارشِ جنگ بدر ارائه میکند. از این جنگ، که بیشتر جنگِ بین خویشانِ مسلمان و مشرک است، در سورهی توبه یاد شدهاست. خداوندِ هادی، در آیهی دوم این سوره، با ذکرِ ٢٩ نشانه از جبههی مسلمانان و ٣٢ نشانه از جبههی مشرکان، بهصراحت، آموزش نشانهشناسی میدهد. آیهی١١ سورهی توبه نیز از اینگونه موارد است. درحقیقت، این آیه بیانگرِ شرایطِ شکلگیریِ جامعهای مؤمنانه و پرمهر و محبّت است که نه تنها تأمینکنندهی معیشتِ مادّی افراد آن است که آرامش روانی و روحیِ آنان را نیز تضمین میکند، یعنی همان حیات طیّبه که در آیهی ٩٧ سورهی نحل وعده داده شده است.

طبعاً، دانایانِ علوم اجتماعی، حقوقی، روانشناسیِ اجتماعی، اقتصاد، برنامهریزیِ شهری وعلومِ مرتبط با تحلیلِ مباحث اجتماعی به اهمّیت این مطلب توجّه دارند. پس، نشانه و نشانهشناسی، برای بهرهگیریِ جمعیِ دقیقتر و عالمانهتر است و، ازآنرو، بهکارگیریِ درست و بهجایِ آن مستلزمِ دقّت و ژرفنگری خواهد بود.

برخی وقتی میشنوند که قرآن کتابی علمی-آموزشی است یا دربرگیرندهی همهگونه مباحث است، گمان میبرند که این کتاب باید حاویِ همهی مسائل علوم مختلف و حتّی فرمولهای علمی باشد! و چون آن را چنین نمییابند، نتیجه میگیرند که قرآن کتابی علمی-آموزشی نیست. این نوع نگاه، مبتنی بر خطایی اساسی و آشکار است، چراکه قرآن، خود ازآغاز فرمودهاست: «…اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِالْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ». برای کسانی که اصولاً درپیِ هدایتِ خود نیستند و برای هدایتِ فردی و اجتماعی نیزهیچ تلاشی نمیکنند، بدیهی است که به هربهانه از زیرِ بارِ مسئولیت اجتماعی شانه خالی کنند. قرارنبوده و نیست که قرآن کارِ عالمانِ علوم تجربی را انجام دادهباشد یا انجام دهد تا چنین انتظاری از آن برود. درعلوم معرفتی نیز مسائل و مباحث آنها به گونهی تفصیلی در قرآن نیامده است، چراکه فرضِ درست این است که مخاطبِ قرآن خردمنداناند و لاجرم هر دو گروه، چه عالمانِ علوم تجربی و چه عالمانِ علوم دینی و معرفتی، لااقلّ ازهمین طبقهاند. لذا، در داستان موسی و خضر علیهماالسّلام، حضرت موسی نمادِ علوم ظاهریِ مأخوذ از دربارِ فراعنه و تجاربِ عملی است، و جناب خضر نمادِ دریافتِ علومِ لدنّی و باطنی؛ و مجمعالبحرین جایی است که این دو دریای علوم تجربی و معرفتی به هم رسیدهاند، امّا هریک با توشه و تلاشی متفاوت. و برای آنکه، همچون ماهی، گمگشته در دریا نشوند، «صخره» را نشانهی خود کردهاند؛ و صخره نمادِ استقامت و استواری است.

فهمِ ژرفای این داستان و دیگر داستانهای قرآن نیازمند مجال و مستنداتی است که این مقالهی جای آن نیست.

۶. «وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (انعام٩٧):

و او همان است که ستارگان را براى شما آفرید تا در تاریکى‏هاى خشکى و دریا بدان‏ها راه جویید. به راستى این آیات را براى گروهى که دانشوَرند روشن گردانده‏ایم.

٧. «هُوَالَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِکَ إِلّا بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (یونس ۵):

اوست که خورشید را تابان و ماه را درخشان آفرید و براى آن برج‏ها نهاد تا شمارِ سال‏ها و «حساب» را بدانید. خداوند آن را جز به حق نیافرید. او آیات را براى گروهى که دانشوَرند روشن مى‏گرداند.

٨. «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (اعراف٣٢):

بگو چه کسى زیورى را که خداوند براى بندگانش پدیدآورده و (نیز) روزى‏هاى پاکیزه را حرام کردهاست؟ بگو آن(ها) در زندگى این جهان براى کسانى است که ایمان آورده‏اند؛ در روز رستخیز (نیز) ویژه(ى مؤمنان) است. اینچنین ما آیات خود را براى گروهى که دانشوَرند روشن مى‏گردانیم‏.

پیش از دقّت در این آیه، درخورِذکر است که توجّه به هنر و تأمّل دراین معنا که متنِ قرآن یک اثرِ هنریِ خدایی است و تصوّرِ طرحِ مقولهی زیباییشناسی در قرآن، در زمانهی نزول آن، بسیارشگفت بودهاست. شگفتیِ بیشتر آن است که خداوند متعال نه تنها زیباییهای خلقتِ خود (: صِبغَهَ الله) را، که آفرینشهای هنریِ بشری را نیز، در توصیفی ضمنی از خلّاقیت هنری و ازمنظری جامع و توحیدی، به خود نسبت میدهد: «إِنَّ رَبَّکَ هُوَالْخَلاَّقُ الْعَلِیمُ» (حجر:٨۶)، « أَ وَ لَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَ هُوَالْخَلاقُ الْعَلِیمُ» (یس:٨١).

نتیجه

گستردهگیِ موضوع علم درقرآن، صرفاً در نگاه به واژهی علم (٧٢٨آیه) و ارتباط آن با موضوعات دیگر، که شماری ازآنها در جدول پایانیِ این مقاله درج شدهاند، حاکی از گسترهی دامنهی مباحثی است که میتوانسته یا میتواند در این زمینه طرح گردد. طبعاً، در این مقاله، گوشهای بسیارکوچک از آنها مطرح شده و آن نیز کاستیهای خود را دارد.

بسامد کلمات با ریشههای آنها، مذکور در آیات ٧٢٨ گانهی علم در قرآن

ریشه

شمار

ریشه

شمار

ریشه

شمار

ریشه

شمار

ریشه

شمار

ریشه

شمار

قبض

١

بَلو

۵

علو

١٠

حیی

١٩

غیب

٣۴

نفس

۴۵

طمأن

٢

فتح

۵

مرء

١٠

صدر

١٩

ظلم

٣٧

هدی

۴۶

فؤد

٢

بسط

۶

علن

١١

فعل

١٩

جیء

٣٨

انس

۵٢

آدم

٣

کفی

٧

ظن

١٢

بلغ

٢٠

اذا

۴٠

رسل

۵٩

خبت

٣

انا

٨

نحن

١٢

عزیز

٢٢

عمل

۴٢

کتب

۶١

ختم

٣

وحی

٨

نور

١٢

نبأ

٢٢

ایی

۴٣

حکم

٧١

طبع

٣

ابراهیم

٩

وسع

١٢

انتم

٢۵

ذکر

۴۴

سمو

٧٢

ماء

٣

بیت

٩

بشر

١٣

امر

٢٨

سمع

۴۴

اتی

٨٨

رشد

۴

قرء

٩

بصر

١٣

رأی

٢٨

کفر

۴۴

امن

٩٩

روح

۴

کلم

٩

خفی

١٣

قلب

٣٢

یوم

۴۴

رب

١٢٩

یقن

۴

نفع

٩

سرر

١٨

اول

٣۴

حقق

۴۵

انن

٣٠٠

تأکید میشود که این نگاهِ قرآنی، به دلایلی که در متنِ مقاله بیان شد، ایجاد سعهی وجودی در انسان میکند و رشدِ فکری و تعالیِ معنوی او را در پی خواهد داشت، خاصّه -چنانکه پیشتر گذشت- از راهِ تفکیکِ هوشیارانه و تأمّل در مراتبِ ظلّ(سایه)، علم(علامت)، وجه(چهره)، جَلو(جلوه)، آیه(نشانه)، عبرت(گذر)، تا برداشتنِ پرده(غطاء) از چشمِ جان و دل و رسیدن به علمی نافع و نافذ که بینش و گرایشی حقیقی فراهم آورَد و پروای حضور در پی داشته باشد؛ که تقوای راستین، نسبت ندادنِ اوصافِ ناقصِ خود به خداوند متعال و نسبت ندادنِ اوصاف و افعالِ او به خود است.

تا آنجا که علم، علمِ ما و برآمده از هوشمندی و تلاشِ ما باشد، همواره توأم با کاستی و عقبگرد و کهنهگی است، مانند صنایع بشری و تحوّلات مدیریتی؛ و تا آنجا که با سعه و شعورِ وجودی ملازم باشد، حتماً نو، دانشافزا، پایدار و بدیع خواهد بود، همچون خلقتِ هستی و انسانِ ایمانیِ دور از شعار و پر از شعور که جز او را «بود» نداند و خود و هستی را صرفاً «نمود» تلقّی کند. چنین نگرشی، لاجرم، از هیچ آموزه و پیامِ قرآن، که برای زندگی این جهانی نیز به ما داده شده، غفلت نخواهد کرد.

اکنون که خوانندهی محترم تاحدّی با موادّ و مطالب مربوط به علم در قرآن در این مقاله آشنا شدهاست، خود میتواند پژوهش در این زمینه را، با ابتنا و اتّکا بر راستی و درستی، ادامه دهد.

پی نوشتها:

١. فیض کاشانى، الوافی، صص ١٣٩ و ١۴٠، اصفهان: چاپ اول، ١۴٠۶؛ حسن زاده آملى، هزار و یک کلمه، شش جلد، ج ۶، ص ۵۴، قم: بوستان کتاب، چاپ سوم،١٣٨١.

٢. محمّد عبدالرّؤوف المناوى، الکواکب الدرّیه فى تراجم السّاده الصّوفیه، پنج جلد، ج ١، ص ۴٣٧، بیروت: دارالصّادر، چاپ اول، ١٩٩٩.

٣. ابو نعیم احمد بن عبد الله الاصبهانى، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، یازده جلد، ج ٧، ص ٢٨٠، قاهره: دار امّ القراء للطّباعه و النشر، چاپ اول، بی تاریخ.

۴. حسن زاده آملى، هزار و یک کلمه، ج ۶، ص ٣١۶، کلمهی ۶٠۵؛ به نقل از: اسفار، ط ١، رحلى، ج ١، ص ٢٨۶، س ١٢، قم: بوستان کتاب، چاپ سوم، ١٣٨١.

۵. أجوبه المسائل النّصیریّه (٢٠ رساله)، < نقدُ الحدودِ فى تعریفِ العلم >، ص٨١.

۶. سیّد حیدر آملى، أنوار الحقیقه و أطوار الطریقه و أسرار الشریعه، ١جلد، نور على نور، ص ۶٨ و حاشیهی همان صفحه، قم، چاپ اول، ١٣٨٢. ایضاً ر.ک: ج ۴ رسائل شاه نعمت اللّه، ص ١۴٣؛ همچنین، در بیان علم و تعریف و اقسام آن، ر.ک: شرح منازل السائرین للتلمسانی، ص٣٣١ و شرح منازل السائرین للقاسانی، ص٣٢٧ و کتاب الّلمع، ص٢٣.

٧. محیى الدّین بن عربى، الفتوحات المکّیه (عثمان یحیى)، ١۴جلد، ج ٢، صص ٨١ و ٨٢، بیروت: دار احیاء التراث العربى، چاپ دوم، ١٩٩۴. متن سه بیت شعر این است (ترجمه از نویسندهی همین مقاله):

العِلمُ و المعلومُ و العالِمُ ‏ ثلاثهٌ حُکمُهُمُ واحدٌ

و إن تَشأ أحکامَهم مِثلَهُم ‏ ثلاثهٌ أَثبَتَهَا الشّاهدُ

و صاحبُ الغیبِ یَرَى واحداً لیسَ علیهِ فِی العُلَى زائِدٌ

٨. شبستری، شیخ محمود، گلشن راز، جواب بخش ۵۶.

٩. نصر، سیّد حسین، نیاز به علم مقدّس، ترجمهی حسن میانداری، ص ١٣٠، قم: مؤسسه فرهنگی طه، چاپ اول، بهار١٣٧٩.

١٠. همان، ص ١۴٠.

١١. داوری اردکانی، رضا، در بارۀ علم، ویراست سوم، چاپ دوم، ص ٢۴٠ و ٢۴١، تهران: انتشارات هرمس، ١٣٩٣.

١٢. همان، صص ٣٣۵ و ٣۴٠ و ٣۶۶.

١٣. عباسی، بابک، تجربۀ دینی و چرخش هرمنوتیکی، بررسی و نقد آرای ویلیام آلستون، صص ١٢ و ١٣، تهران: انتشارات هرمس، چاپ اول،١٣٩١.

١۴. حاجی خانی علی و دیگران، «ریشه شناسی واژۀ قرآنی علم در زبانهای سامی»، دو ماهنامۀ جستارهای زبانی، د٧. ش۶ (پیاپی٣۴)، ویژه نامۀ پاییز ١٣٩۵، صص ٣٧ تا ۴٧.

١۵. ابن فارس، احمد (٣٩۵ ق)، مُعجَمُ مَقاییسِ الّلغه، ۶ج، ج‏ ۴، ص ١٠٩، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ١۴٠۴.

١۶. نگارندهی این سطور سالیانی است که موضوع «آیه در قرآن کریم» (با بسامدِ ٣۵٣ مورد) را موضوع اصلیِ کار پژوهشیِ خود قرار داده است. طبعاً این مقاله رنگ و بوی آن پژوهش را با خود خواهد داشت.

١٧. صدر المتألهین، شرح أصول الکافی، ج ٣، صص ٢٣۶ و ٢۴۵؛ مولى صالح المازندرانی، شرح أصول الکافی، ج ٣، صص ٣۶٩ و ٣٧۵.

١٨. دیوان سنایی، غزلیات، غزل شمارهی ٢٠٨، به نقل از «گنجور».

١٩. فیض کاشانى، محسن، دیوان فیض کاشانى، ۴جلد، قم: انتشارات اسوه، چاپ دوم، ١٣٨١.

٢٠. مولوی، جلال الدین محمّد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ٢٩، اعتراض مریدان در خلوت وزیر.

٢١. تهرانى، سیّد محمّد حسین، توحید علمى و عینى در مکاتیب حِکمى و عرفانى، ص ٧٢، مشهد: انتشارات علّامه طباطبایى، چاپ دوم، ١۴١٧.

٢٢. فیض کاشانی، اصول المعارف، الباب الثّانى فى العلم و الجهل و ما فى معناهما و فیه معرفه الصّفات، صص ١٨و١٩.

٢٣. محقّق سبزوارى‏ (ف: ١٢٨٨ق‏)، اسرار الحکم، ص١۴٠و١۴١، قم: مطبوعات دینى‏، چاپ اول، ١٣٨٣ ش.

٢۴. صلیبا، جمیل – صانعى دره بیدى، منوچهر، ‏فرهنگ فلسفى، ص۴٧٨، تهران: انتشارات حکمت.

٢۵. سجّادی، سیّد جعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملّاصدرا، محوریت وجود در فلسفۀ ملّا صدرا …، ص ٢٩ ، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، چاپ اول، ١٣٧٩ش.

٢۶. همان، ص ٢۶٧، به نقل از اسفار اربعه، ج ١، سفر ۴، ص ١۶٩ و مبدأ و معاد، ص ١٠۵.

٢٧. سبزواری، حاج ملّا هادی، شرح المنظومه، ج ‏۴، ص ٢٩۵، غُرَرٌ فی أنّ المقولاتِ الّتی تَقَعُ فیهَا الحرکهُ کم هی، ص ٢٧٨.

٢٨. سنایی، ابو المجد مجدود بن آدم، حدیقه الحقیقه و شریعه الطّریقه، متن، ص ٢۴٩، تهران: دانشگاه تهران، ١٣٨٣.

٢٩. نهج البلاغه، ترجمهی سیّد جعفر شهیدى‏، تهران: شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ چهاردهم، ١٣٧٨ش.

٣٠. حسن زاده آملى، حسن، هزار و یک کلمه، ۶جلد، ج ٣، کلمهی ٣٣٨، ص ٣١٧، قم: بوستان کتاب، چاپ سوم، ١٣٨١. (ترجمه از نویسندهی این مقاله)

٣١. در این باره، علاوه بر آیات بقره: ١٢٩و١۵١، جمعه: ٢ و آل عمران: ١۶۴ که در آنها تعلیم کتاب و هستی از شئونِ نبیِّ مکرّم اسلام خوانده شده است، به آیهی ۴٣ سورهی رعد نیز عنایت شود.

٣٢. برای اطّلاع بیشتر، ر.ک: حسن زاده آملى، حسن، هزار و یک نکته، ج ٢، نکتهی ۵٨۵، تهران: مرکز نشر فرهنگى رجاء، چاپ پنجم، ١٣۶۵.

٣٣. ر. ک: مقالهی «هفت رنگ و هشت مقام نور» به قلم این نگارنده.

٣۴. سلطان العلماء بهاءالدّین محمّد بلخى، معارف، ج ‏١، ص ٧٧، تهران: انتشارات طهورى، چاپ سوم، ١٣٨٢.

٣۵. حسن زاده آملى، هزار و یک کلمه، ۶جلد، ج ‏٣، ص ۴۴، قم: بوستان کتاب، چاپ سوم،١٣٨١.

٣۶. جلال الدّین محمّد بلخى (مولوى)، دیوان کبیر شمس، ١جلد، ص ۴٨٨، تهران: طلایه، چاپ اول، ١٣٨۴.

٣٧. علّامه سیّد محمّد حسین تهرانى، لبّ الّلباب در سیر و سلوک، ١جلد، صص ١۴٠ و ١۴١، مشهد: انتشارات علّامه طباطبایى، چاپ نهم، ١۴١٩ق.

٣٨. قمى، على بن ابراهیم‏ (قرن٣)، تفسیر القمی‏، ج ٢، ص ٣٨، قم: دارالکتاب‏، چاپ سوم، ١٣۶٣ش؛ عروسى حویزى، عبد على بن جمعه (قرن ١٢)، تفسیر نور الثقلین‏، ج ٣، ص ٢٧٩، قم: انتشارات اسماعیلیان‏، ١۴١۵ق‏.

٣٩. عطّار (نیشابورى)، فرید الدّین، مظهر العجائب و مظهر الأسرار، ١جلد، ص ٢٧٢ و ٢٧٣، تهران: [بى نا]، ١٣٢٣ش.

۴٠. بحارالانوار، ج ٧٠، ص ٢۴٢، با اندکى اختلاف.

۴١. نهج البلاغه، کلمات ١۴۶و١۴٧، ترجمهی سیّد جعفرشهیدى، ص ٣٨۶.

۴٢. همان، حکمت ١۴٧.

۴٣. مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهّرى، ج ‏۴، صص ١٢٩تا١٣١، با تغییراتی اندک.

۴۴. به نقل از مفاتیح الجنان. این دعا را، برای سحرهای ماه مبارک رمضان، امام رضا علیهالسّلام از امام محمّد باقر علیهالسّلام نقل کردهاست.

۴۵. قیصرى، داود، رسائل قیصرى، ص ٧٨، تهران: مؤسّسۀ پژوهشى حکمت و فلسفۀ ایران، چاپ دوم، ١٣٨١؛ امام خمینى(ره)، شرح دعاء السّحر، ص ١١۵، قم: مؤسّسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ اول، ١۴١۶ق.

۴۶ . این کتاب، به قلم این نگارنده، در دستِ آمادهسازی برای چاپ است.

۴٧ . ایزوتسو، توشیهیکو، خدا وانسان درقرآن، ترجمهی احمد آرام، ص١٠٢، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ ششم، ١٣٨٨. شمارهی صفحات در متن مندرج است.

۴٨ . ازجمله، عمر بن ابراهیم‏ رضوان، در جلد اوّل کتاب خود، شش ادّعای برخی از مستشرقان را مطرح کرده و به آنها پاسخ داده است. ر.ک: آراء المستشرقین حول القرآن الکریم و تفسیره‏، ریاض: دارالطّیّبه، چاپ اوّل.

۴٩ . بىآزار شیرازى، عبدالکریم‏، باستان شناسى و جغرافیاى تاریخى قصص قرآن، ص ٢۴٩ تا ٢۵٢، تهران: انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏، چاپ سوم‏، ١٣٨٠. برای اطّلاعات بیشتر، ر. ک: دانشنامۀ جهان اسلام، ج ٩، صص ١٢٣ تا ١٢٩، مدخلهای ثمود تا ثمودی.

آغازِ علم خاموشی، شنیدن، فراگیری، عمل به آن و سپس نشرِ آن است

گماردنِ دل به علمِ اسباب به جای علمِ الهی است و این تبدیل، زنگارِ دل و مانع تجلّیِ حق بر قلب خواهد شد

موسسه آینده نگاری و ایده پروری آوا – مقالات