بیاییم به عقب برگردیم به حدود ۳۰۰ سال قبل، دوره نیوتن؛ زمانیکه تنها یک رشته علمی– فلسفی طبیعی و علوم طبیعی و تنها یک نوع دانشمند- فیلسوف طبیعی و طبیعت‌گرا، وجود داشت. در آن زمان شاخه­ های مختلف علوم با یکدیگر متحد و مرتبط بودند و دانشمندان آن روزگار، طبیعت منحصر به فرد و غیرقابل تفکیک را که در آن مقطع همچون بتی بود، مورد مطالعه قرار می‌دادند.

بعدها، رشد دانش ما بر پایه طبیعت، با توسعه ابزار و تجهیزات همراه شد و انسان طبیعت یکتا را به بخش‌هایی تقسیم کرد تا به خیال خود، مطالعه و درک آن آسان‌تر شود، که البته همان­طور هم شد. آنجا بود که فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، زمین‌شناسی، پزشکی و غیره متولد شدند. با گسترش علوم مختلف، شاخه­ های علمی از یکدیگر جدا شده و به‌صورت جزیره‌های مستقل از هم توسعه ‌یافتند و متخصصان هر رشته راه تخصصی جداگانه خود را در پیش گرفتند. در نتیجهِ این فرآیندها، انسان به‌تدریج یک سیستم بسیار خاص از علم را تشکیل داد و همین سازماندهی از علوم در میان دیگر پیامدها بود که منجر به سازماندهی نظام‌مند صنعت گشت و صنعت یعنی فناوری. در ابتدا، کار با چوب، سنگ و آهن شروع شد. و به سرعت با انقلاب­های صنعتی و بکارگیری قدرت آب، بخار، برق، فناوری­ها‌ پیچیده و پیچیده‌تر شدند. در قرن ۲۰ حتی فناوری‌های بین‌شاخه‌ایِ بسیار پیچیده­ای برای ساخت هواپیماها، کشتی‌ها و فضاپیماها ایجاد و اشیا بسیار پیچیدهِ امروزی بسرعت ساخته ‌شدند. در چنین زمانی بود که به نظر ­رسید که جهان علم به حدی از اشباع شدگی فناورانه رسیده و خلاء نوآوری و خلاقیت را به شدت احساس می­نماید.  خروج از این شرایط، نوآوری و ابتکار فوق­العاده­ای را می­ طلبید. در اینجا بود که محققان به این نتیجه رسیدند که برای نوآوری می­ بایست بدنبال حوزه­ هایی از علم و فناوری باشند که  توانایی همگرا کردن سایر حوزه ­های دیگر علم و فناوری را داشته، تا به کمک این توانایی و تلفیق حوزه­ های علمی بتوانند فناوری­ های شگفتی­ سازی را خلق نمایند. حدود چند دهه قبل ، در همین کش و قوس­ ها بود که فناوری جدیدی متولد شد. بیایید رو راست باشیم در حقیقت فناوری جدیدی متولد نشد، تنها نگرش و پارادایم تحقیقات از تمرکز بروی یک حوزه خاص از علم و فناوری به همگرایی و هم­افزایی فناوری­ها تغییر کرد. همین موضوع کافی بود تا محققان به نوآوری شگفت­ انگیزی دست یابند و آن فناوری اطلاعات بود؛ و اینگونه بود که فناوری اطلاعات که تا چند سال قبل از آن به­ عنوان زیرسایه سایر پارادایم­ های فناوری شناخته می­ شد، به­ صورت یک فناوری نوین ظهور کرد.  بنابراین، فناوری اطلاعات، تبدیل به یک حلقه واصل تمام علوم و فناوری‌ها شد. نوآوری فناوری اطلاعات را از منظر روش‌شناسی می­ توان بدین صورت تعبیر کرد: این فناوری به رشته‌های موجود علم و فناوری همانند دیگر پیوند‌های یک زنجیر اضافه نشد، بلکه همه آنها را به هم محکم کرده و رویکرد هم­ افزایی خاص خود را ایجاد کرد. بعد از فناوری اطلاعات، فناوری نانو ظهور پیدا کرد.

پارادایم علم که در گذشته پی‌بردن به جهان و ساختار آن بود؛ به مهندسی خود مواد تغییر کرد. از ابتدای قرن ۲۱ تلاش‌های اندیشمندان و محققان برای متحد ساختن علوم مختلف شروع شد. این جهت­ گیری­ ها در شناخته ­ترین حالت، سعی در اتحاد چهار حوزه بیولوژی، نانو، فناوری اطلاعات و علوم شناختی داشته­ اند.

با این توضیحات می­توان به این نتیجه رسید، دانشمندی که اتم­ها را دستکاری می­ کند، تا از آنها مواد جدیدی خلق کند، و یا فیزیکدانی­ که پیوندهای بین اتمی در یک مولکول زیستی ­ای که باعث بروز بیماری خاصی شده است را پیگیری می­ کند،  دیگر نمی­تواند خود را یک فیزیکدان، یک شیمی­دان و یا یک زیست­ شناس تنها بنامند، بلکه او همانند نیوتن در ۳۰۰ سال قبل یک طبیعت­ شناس است اما در یک سطح کیفی بالاتری از دانش. البته  باید افزود که بحث همگرایی فناوری‌ها تنها مختص چهار  حوزه نانو، بایو، فناوری اطلاعات و علوم شناختی نمی­باشد، به­عنوان مثال می­توان به همگرایی‌های دیگری که به تازگی با  نام  GNR مطرح شده است، اشاره نمود؛ این همگرایی، حاصل تلفیق سه حوزه ژنتیک، نانو و رباتیک می­باشد. ری کورزویلی[۱]، آینده­ پژوهش مطرح آمریکایی که به پیش‌بینی‌های دقیقش شهرت دارد، پیش­ بینی­ می­ کند که تلفیق و همگرایی این سه تکنولوژی آینده جهان را تعریف خواهد کرد. وی معتقد است که علم ژنتیک به ما این اجازه را می­دهد تا برنامه بیولوژیکیِ زندگی خود را  از نو          برنامه­ریزی کنیم و با استفاده از فناوری نانو این امکان را داشته باشیم تا مواد را در مقیاس مولکولی و اتمی دستکاری کنیم  و در نهایت با به­ کارگیری فناوری رباتیک بدنبال ایجاد یک هوش غیربیولوژیکی فراتر از انسان باشیم. علی­رغم اینکه در حال حاضر  هر سه نوع این فناوری­ها در سطح بالایی قرارگرفته و هر کدام قدرت خاص خود را دارا می­ باشند، کورزویلی اعتقاد دارد که نوآوریی و خلاقیت بیشتر در آینده در گروی همگرایی این سه فناوری بوده و تلفیق حوز­ه­ های علمی مذکور قدرت بیشتری را در اختیار بشر قرار خواهد داد. کورزویل، در کنفرانس “ساوت بای ساوتست” در تگزاس، در اظهارنظری پیش‌بینی کرد که تکینگی فناورانه تا سال ۲۰۴۵ رخ خواهد داد. تکینگی فناورانه دوره‌ای است که در آن‌همه پیشرفت‌های تکنولوژیکی، به‌ویژه پیشرفت‌هایی که در زمینه هوش مصنوعی رخ می‌دهند، منجر به پیشی گرفتن، ماشین‌های هوشمند از هوش انسانی می‌شوند.

آنچه در این گفتار به عنوان حلقه گمشده و نسخه شفابخش نوآوری عصر حاضر از آن یاد می­شود، تلفیق علوم و یکپارچگی بین آنهاست. تلفیق علوم می­ تواند حد فاصل میان حوزه­های مختلف علمی همچون فیزیک، دیجیتال، زیست­ شناسی و … را کمرنگ تر از گذشته کرده و نوآوری­ های فناورانه شگفتی­ سازی را به ارمغان آورد.تا جایی که آینده­ نگاران و آینده­ پژوهان فناوری بر این باورند که تحولی که تلفیق علوم و همگرایی فناوری­ ها ایجاد خواهد کرد به‌مراتب بزرگ‌تر از تحولی است که ماشین بخار و انقلاب صنعتی در زندگی بشر ایجاد نموده است.  تلفیق علوم، همگرایی فناوری­ ها و تغییر در نگرش تحقیقات، بحثی است که به تازگی و در دهه اخیر مطرح شده است. اکنون حوزه‌های مختلف علم بار دیگر به سمت همگرایی می‌روند. تعامل میان علوم مختلف باعث ایجاد و توسعه علم تمام­ گرا (holistic) و ایجاد حوزه‌های بین‌رشته‌ای شده که مسیر پیشرفت علم و فناوری را در قرن ۲۱ ترسیم می‌کند.

[۱] Ray Kurzweil