۴٫ دیدگاه عرفی انگاری کمی سازی

دست های دیگر هم وجود دارند که به اصل کمی سازی بدبین نیستند، اما به اسلامیت عرصه کمی سازی بدبین هستند. درواقع این دسته معتقد به نبود ارتباط میان اسلامیت عرصه علوم انسانی با عرصه کمی سازی و معادله سازی هستند. از نگاه این افراد، اسلامیت در عرصه علوم انسانی قابل پذیرش است، اما در عرصه معادله سازی، دستگاه محاسباتی و معادله سازی، ریاضیات موجود می تواند به کار گرفته شده و پاسخ گوی نیاز علوم انسانی و علوم انسانی اسلامی به دستگاه محاسباتی باشد و نتایج مورد انتظار را محقق کند.

لذا آنها اعتقاد دارند که عرصه دستگاه محاسباتی و معادله سازی به دست عرف و کارشناسان سپرده شده است و علمای دین و محققان عرصه علوم انسانی اسلامی، تنها باید به ارائه کیفی علوم انسانی اسلامی بپردازند و کمی سازی آن را به دستگاه بشری بسپارند.

ضرورتِ اسلامیت کمیّت برای تحقق تمدن نوین اسلامی - قسمت دوم

قسمت دوم
نقد دیدگاه های منفی درباره کمی سازی
۱٫ نقدِ دیدگاه باطل انگاری کمی سازی

در نقد این دیدگاه ها باید گفت این درست است که کمیت عددی منفصل است و پدیده ها که کم متصل هستند، از عنصرکیفی برخوردارند، می توان با تعریف جدیدی از عدد، امکان ملاحظه کیفیتِ پدیده ها را به وجود آورد و این چیزی است که در ریاضیات مطلوب و اسلامی، ان شاء الله تحقق خواهد یافت . به تعبیر دیگر باید گفت عدم امکان لحاظِ عنصر کیفی پدیده ها، به ذاتِ عدد و دستگاه ریاضی باز نمی گردد.

چنین نیست که در معادله سازی و کمی سازی، ذاتاً امکان لحاظ عناصر کیفی وجود نداشته باشد. این ضعف مربوط به دستگاه ریاضیات به ویژه ریاضیات قدیم است، که انعطاف و ظرفیتِ ملاحظه کیفیت در آنها وجود ندارد. نیز این ضعف هر دو دستگاه ریاضیات قدیم و جدید است که امکانِ لحاظِ عنصر کیفیتِ انسانی و اجتماعی در آنها وجود ندارد.

به تعبیر دیگر باید گفت نظریات جدید ریاضیات، همچون ریاضیات فازی، امکان لحاظ کیفیت را در دستگاه ریاضیات فراهم آورده اند. بنابراین اولاً این نشان دهنده آن است که عدم لحاظِ کیفیت، ذاتی کمیت نیست و این نقص، به دستگاه ریاضیات قدیم و جدید، باز می گردد.

ثانیاً در این نظریات جدید باز امکان لحاظِ کیفیتِ انسانی و اجتماعی که کیفیتی خاص و ویژه هستند، وجود ندارد و لذا همچنان نیازمند ایجاد ریاضیات مطلوب و اسلامی برای لحاظ کیفیت انسانی و اجتماعی هست.

بر این اساس باید گفت اساساً نقد رنه گنون متوجه ذات کمیت و کمی سازی می شود، ولی با توجه به توضیح مذکور، باید آن را شاهدی بر صدق ادعای این نوشتار، در ناتوانی و عجز ریاضیات قدیم و جدید، در لحاظِ عناصر کیفی به ویژه کیفیتِ انسانی و اجتماعی، به شمار آورد.

به تعبیر دیگر نادیده گرفته شدنِ عناصر کیفی در کمی سازی، ناشی از فلسفه مادی و دستگاه محاسباتی مادی متناسب با آن است. به همین دلیل اگر بتوان دستگاه محاسباتی متناسب با فلسفه الهی تأسیس کرد، عناصر کیفی به ویژه کیفیات انسانی و اجتماعی، در دستگاه ریاضیات مطلوب مورد ملاحظه قرار خواهندگرفت.

۲٫ نقدِ دیدگاه باطل پنداری سنتی کمی سازی

در نقد این دیدگاه باید گفت اولاً تلازم ذاتی بین کمی سازی با فلسفه های مادی و رویکردهای پوزیتیویستی وجود ندارد. تلاقی این دو، تنها به لحاظ مصداقی و تاریخی است و اتحاد ذاتی میان کمی سازی و رویکردهای صرفاً تجربی با مبانی الحادی وجود ندارد.

بنابراین، این درست است که کمی گرایی همزادِ اثبات گرایی بوده و اثبات گرایی به دلیل اتکای صرف به روش تجربی، مورد انتقاد بسیاری از فیلسوفان علم و جریانات علمی، واقع شده، نیز این درست است که اثبات گرایی به دلیل اتکاء به مبانی الحادی، مورد پذیرش دانشمندان اسلامی قرار نگرفته، ولی همه اینها، نمی تواند موجب طرد و نفی کمی سازی شود و نباید انتقاد و طرد اثبات گرایی مادیِ تجربیِ الحادی را به کمی سازی تسری داد.

۳٫ نقدِ دیدگاه باطل پنداری مدرن کمی سازی

در نقد این دیدگاه باید گفت تلازمی بین شکست رویکردهای کمی گرا با نفی اصل کمی سازی، وجود ندارد. شکست کمی گرایی میتواند تحت تأثیر چند عامل واقع شده باشد.

اولاً ممکن است شکست این رویکردها، ناشی از عناصرکیفی به کار گرفته شده باشد و با تغییر عناصر کیفی، بتوان کارآمدی های مورد انتظار را مشاهده کرد.

ثانیاً ممکن است این شکست ناشی از کمی گرایی صرف، به معنای نادیده گرفتنِ روش های کیفی باشد و بتوان با تلفیق روش های کمی و روش های  کیفی شاهد نتایجی متفاوت و مطلوب باشیم.

کما اینکه تلاش های فراوانی برای تلفیق و جمع میان این دو دسته روش، صورت پذیرفته و به عنوان مثال برخی با استفاده از منطق فازی درصدد جمع میان این دو روش برآمده اند. ثالثاً این شکست ممکن است ناشی از دستگاه محاسباتی به کار گرفته شده برای کمی سازی باشد.

دستگاه ریاضیاتی به کار گرفته شده در روش های کمی، دستگاه ریاضیات موجود است که به تفصیل به اثبات رسید در این دستگاه با حاکمیت نگرش جبری مواجه هستیم و طبعاً همین ویژگی در روش های کمی به کار گرفته شده در علوم انسانی، حضور و جریان خواهد داشت.

بنابراین نتایج نادرست و ناکارآمد، می تواند ناشی از دستگاهِ محاسباتی باشد و متوجه اصل کمی سازی نشود. بر اساس این سه نکته باید گفت اصل کمی سازی چیزی است و عناصر کیفی نادرست، ناقص یا ناکافی، کمی گرایی صِرف و به خصوص دستگاه کمی به کار رفته، چیز دیگری. بنابراین شکست رویکردهای کمی گرا، نمی تواند منجر به نفی اصل کمی سازی شود.

۴٫ نقدِ دیدگاه عرفی انگاری کمی سازی

واگذاری کمی سازی و معادله سازی به عرفِ کارشناسی و تخصصی پذیرفتنی نیست، بدان دلیل که با تغییر نسبت ها و روابط بین متغیرها، می توان از متغیرهای یکسان، نتایج کاملاً متضاد به دست آورد. بنابراین اگر دین بخواهد تنها به ذکر کلیات بپردازد، مکاتب و ایسم های بشری با نسخه های کاربردی خویش در عرصه انسانی و اجتماعی، جایی برای دین باقی نخواهند گذاشت.

نیز اگر دین بخواهد تنها به ذکر عوامل و متغیرهای مؤثر در یک موضوع بسنده کند و دستگاه معادله سازی و کمی سازی متناسب با آن را ارائه ندهد، آنگاه دستگاه های معادله سازی دیگر با قواعدی دیگر به تعیین نسبت ها و روابط میان آنها خواهند پرداخت و باز در عرصه انسانی و اجتماعی، تحقق اهداف دین و اجرا شدن اسلام، مشاهده نخواهد شد. دلیل این امر هم آن است که دستگاه معادله سازیِ موجود، به دلیل اتکاء به ریاضیات جدید، نه تنها ظرفیتِ لحاظ ویژگی های دین اسلام را ندارد، بلکه حتی از لحاظِ ویژگی های انسانی و اجتماعی نیز عاجز است.

نیز روشن است که مسلمان و متعهدِ به دین بودن کارشناسانِ معادله ساز نیز، برای تحقق دین در جامعه کفایت نمی کند؛ بدان دلیل که وقتی در دستگاهِ معادله سازی، امکان لحاظِ دین و خصوصیات انسانی و اجتماعی وجود نداشته باشد، اعتقاد شخصی کارشناس معادله ساز تاثیری در نوع معادله سازی نخواهد داشت . بنابراین این خودِ دین است که باید قواعد حاکم بر تعیین نسبت ها و روابط میان متغیرها و عوامل دینی را در قامت یک دستگاه محاسباتی و معادله سازی ارائه کند، تا تحقق دین در جامعه ممکن شود. بنابراین عرفی انگاری کمی سازی می تواند منجر به نتایج غیردینی و حتی ضد دینی شود.

در شماره آینده «تبیین ضرورت کمی سازی» تقدیم خوانندگان خواهد شد.

 

 

 

 

 

موسسه آوا –مقالات