بشر برای دستیابی به علم حقیقی که فراتر از سطح تجربه بوده و دربردارنده حقیقت کل نظام هستی است، نیازمند تمسک به علم وحیانی و اتصال به عقل الهی است.

در دیدگاه اسلامی و ادبیات قرآنی، انسان را به سیر انفسی، در کنار سیر آفاقی فراخوانده اند تا انسان در کنار بندگی خداوند خلیفه اللهی و توانمندی تسلّط بر طبیعت را قرار دهد و علم او در پرتو اتصال به مبدأ آفرینش تبدیل به حکمت شود.

و این امر مستلزم آن است که انسان باور کند، اداراک حسی به تنهایی قادر به کشف حقایق جهان نیست و دستیابی به حقیقت، نیازمند ادراک فراحسی است.

انسانی که به زندگی حیوانی بسنده نکرده و در اثر طلب و عشقی که حاصل پارسایی و تقواست از اسارت خواسته های مادی و مادون رها شده است، با خلاقیت خود و الهام گرفتن از نظام احسن جهانی، می تواند مأموریت خلیفه اللهی خود را، که درک حقایق پنهان خلقت و آبادگری عالَم است، انجام دهد؛

گرچه متأسفانه این استعداد نهفته درانسان، غالباً پرورش نیافته و بشریت به سمت ویرانگری و تخریب، گام برداشته است.

وقتی سیر آفاقی (مطالعه و تحقیق در طبیعت، بررسی تاریخ گذشتگان) ودر کنار سیر انفسی (رشد و ارتقاء نفس انسان در اثر تقوا و طهارت) قرار گیرد، روزنه های نور از عالم ملکوت به سمت انسان سرازیر شده و حقایق اشیاء بر او تجلی می یابد. آیه زیر به سیرآفاقی و انفسی انسان در کسب معرفت اشاره دارد:

سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ شَهِیدٌ

ما آیات خود را در آفاق}جهان{و نفوس شان به آ نها می نمایانیم تا آشکار شود برایشان که آن حق است. آیا اینکه پروردگارت بر همه چیز حاضر و گواه است کفایت نمی کند؟

خداوند متعال در قرآن کریم به انسا نهای مؤمنی که عمل صالح انجام دهند، وعده می دهدکه آنها را با حیات طِب و پاکیزه، زندگی بخشد:

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً ۖ وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ

حیات در عبارت « فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً » به معنای جان بخشیدن و افاضه حیات است، پس این جمله به صراحت دلالت میکندکه خدای تعالی مؤمنی را که عمل صالح انجام دهد، به حیات جد دی، غیر از آنچه به دیگران داده شده، زنده می کند؛ پس او علم و ادراکی دارد که دیگران ندارند و این علم و قدرت تازه، مؤمن را آماده می سازد تا اشیاء را همانگونه که هستند، ببیند؛ چنانکه پیامبر اکرم در دعاهایش می فرمود: «اللهمّ أرنی الأشیاء کما هی»

و در فراز والایی از مناجات شعبانیه، که از امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السلام به دست ما رسیده، آمده است:

إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ، حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِک‏

خدایا! کمال انقطاع و جدایی(از غیر خود) را به من ارزان کن و دیدگان دلهایمان را به پرتو نگاه به سو خویش روشن کن، تا دیدگان دل حجاب های نور را درنور دیده ى به سرچشمه عظمت دست یابد و جان هایمان آویخته به شکوه قداست گردد.

 

موسسه آوا –مقالات