هر وقت صحبت از زمان به میان می ­آید، چیزهایی در مورد سفر در زمان، توقف زمان و یا بازگشت به گذشته به ذهنمان خطور می­ کند. صرف نظر از علمی یا تخّیلی بودن این موضوعات، بیایید مقاله را جور دیگری آغاز کرده و نگاهی به آرزوهایی که زمان می­ توانست آنها را برایمان برآورده کند، بی اندازیم. برگردیم به زمان کودکی. همه ما بچه که بودیم، بارها و بارها دوست داشتیم که زمان را متوقف کنیم. هرکداممان در همان عالم کودکی دوست داشتیم، یک دستگاه متوقف­ کننده زمان مثل ساعت برنارد[۱] داشته باشیم. اگر یادتان نمی­ آید بگذارید، برایتان یادآوری کنم، “برناد” شخصیت یکی از سریال­ های دوست داشتنی با یک ساعت جادویی بود؛ که با آن می­توانست زمان را متوقف کرده و کارهایی که دوست دارد، را انجام دهد. اون موقع ­ها دوست داشتیم، دکمه ساعت را فشار دهیم تا زمان متوقف شود تا شاید کمی بیشتر بازی کنیم، کمی بیشتر بخوابیم و یا سر جلسه امتحان با توقف زمان جواب سوالی را که بلد نبودیم از کتاب پیدا کنیم. بزرگتر که شدیم، توّقع­مان از زمان بالاتر رفت. شوق پیشرفت باعث شد که دیگر توّقف را دوست نداشته باشیم. اقتضای دوران نوجوانی و جوانی بود که به آینده بیاندیشیم؛ دوست داشتیم در زمان سفر کنیم و آینده را ببینیم. دوست داشتیم مثل فیلم­های علمی- تخیلی بدانیم آینده چه شکلی است؟ در آینده پولدار می­شویم یا نه؟ شریک زندگی مان را پیدا می­کنیم یا نه؟ صحبت از همسر شد، آخ که چقدر زمان برای عاشق­های در انتظار کُند می­گذرد. یک ثانیه­اش به ­اندازه هزار سال طول می­ کشد. اصلاً انگار زمان کِش می­آید. بگذریم؛ عاقل­تر که شدیم دوست داشتیم بدانیم آخر دنیا چه می ­شود و چه بر سر زمین خواهد آمد؟ پا به سن هم که گذاشتیم، جنس خواسته­هایمان عوض شد؛ دوست داشتیم به گذشته سفر کنیم. آرزو داشتیم می­توانستیم به گذشته برگردیم و تصمیمات اشتباه زندگیمان را تغییر دهیم و مسیر بهتری برای زندگی انتخاب کنیم.

[۱]– ساعت برنارد (Bernard Watch)؛ نام سریال تخیلی انگلیسی است که توسط ” التور کاسون” ساخته شده است.