خیال و خیالبافی همواره یکی از چالش های ذهنی بشر بوده و هست. بسیار از ما به خاطر خیالبافی هایی که در دوران کودکی و یا نوجوانی انجام داده ایم، تشویق و یا تنبیه شده ایم. خیالبافی هایی که گاه حواس مارا از معلم و کلاس درس به بیرون از پنجره کلاس برده، خیال پردازی های عاشقانه ای که در دوران نوجوانی و جوانی موجب ایجاد احساسات و عواطف نسبت به اطرافیانمان شده و تأثیر بزرگی در شکل گیری آینده ما داشته و یا خیالبافی هایی که باعث شده مثلاً اقدام به سرمایه گذاری هایی نماییم که گاه با شکست همراه بوده.

در واقع خیالبافی جزئی جدایی ناپذیر از ذهن بشر است، اما در فرهنگ ها و جوامع انسانی همیشه برخورد مناسبی با موضوع خیال و خیالبافی نشده است. شاید یک دلیل آن فاصله زیاد عالم واقع با آنچه ما در ذهن می پرورانیم باشد. این فاصله باعث میشود عمل خیال پردازی مورد مذمت قرار گرفته و خیالبافان افرادی ساده لوح و زودباور تلقی شوند که با کمترین دلایل منطقی و علمی و بر پایه احساسات و اعتمادی که به خود و یا دیگران ویا اتفاقات پیشرو می نمایند، اقدام به خلق دنیایی می کنند که هرگز امکان عقلی ایجاد، نخواهد داشت.

در بعضی از مکاتب فرهنگی از خیالبافی به عنوان یکی از آفات و موانع رشد ذهنی نام برده شده وعمل خیال پردازی به شدت نهی گردیده است.

اما چرا چنین قدرت شیرین و نیروی دوست داشتنی دروجود انسان به امانت نهاده شده؟! براستی خیالبافی هیچ کارکرد مثبتی ندارد؟!

پاسخ به این سؤال بسیار ساده است. کافیست به خلقت شاهکارهای ادبی و هنری در طول تاریخ بشر نگاهی بیاندازیم تا ارزش خیالبافی و خیال پردازی را در ذهن های بزرگ و خلاق بیشتر درک کنیم.

در واقع بدون قدرت تخیل امکان خلق بخش بزرگی از آثار هنری وجود نداشت و اگر شعرا و نویسندگان و مجسمه سازان و نقاشان از قوه تخیل خود کمک نمی گرفتند شاید امروز چیزی از فرهنگ، هنر و یا حتی زبان های مختلف باقی نمی ماند.

تصور سینمای بدون تخیل قدری آزار دهنده است و تصور موسیقی بدون خیال پردازی امری محال.

تخیل کن تا بدست آوری

اما تخیل تنها در حوزه ی هنر یاریگر انسان نبوده، بسیاری از اکتشافات و اختراعات بشر مرهون تصور و خیالات او پیرامون حل مشکلات است. مثلاً خیلی از راه حل های فیزیکی که برای پرواز بهتر هواپیماها وجود دارد تا صد سال پیش خیالبافی کودکانه و نابخردانه ای به شمار میرفت، اما مرور زمان و رشد تکنولوژی و شناخت بیشتر بشر از ظرفیت های علم و طبیعت عرصه را برای ظهور و اجرای خیال پردازی ها در این عرصه را مهیا کرد و رؤیای پرواز محقق شد و بشر علاوه بر پرواز درآسمان توانسته با تکیه و تأکید بر رویای پرواز و تلاش در این زمینه بتواند به فتح آسمان های دیگر و کرات و کهکشان ها نائل شود. در واقع روند تولید علم به نحوی از تخیل آغاز می شود.

در برخی از مکاتب شرقی برای بدست آوردن آنچه که بشر آرزو دارد توصیه به تخیل می شود. یعنی شما با تخیل آنچه می خواهید می توانید زمینه ذهنی و سپس عینی رسیدن به آن چیز را مهیا کنید.

در واقع انسان می تواند با تخیل آینده نسبت به شناخت آینده و کنترل آن و یا تغییر و ساختن آن اقدام کند. کودکی که هرشب در رؤیاهایش خود را سوار بر هواپیما و در حال پرواز می بیند امکان بیشتری دارد تا رویایش را محقق کند تا کودکی که هیچ تصوری از پرواز ندارد. ممکن است خیلیها این تئوری را فاقد وجاهت علمی بدانند اما حقیقت آن است که تئوری «تخیل کن تا بدست بیاوری» طرفداران زیادی در سراسر کره زمین دارد.

انیشتن میگوید «خیال مهم تر از دانش است، دانش ما محدودیت دارد اما تخیل ما هیچ محدودیتی ندارد و من برای حل مسائلی که امکان عملی آزمایش آنها وجود ندارد از قوه تخیل خود استفاده می کنم».

پس آنچه مسلم است بدون تخیل از آینده نمی توان مشکلات و تهدیدات آنرا پیشبینی کرد و برای مقابله با آن راه کاری اندیشید و خیال پردازی عالمانه یکی از راه های شناخت و کنترل جهان آینده است.

 

 

 

 

موسسه آوا –مقالات