به منظور تاکید بر اهمیت خلقت آتش، خداوند در سورۀ مبارکۀ واقعه، این مخلوق را وسیله ای برای تذکر و یادآوری عظمت الهی ذکر و آتش را به عنوان یک نعمت برای مردم معرفی نموده است.

« نحن جعلناها تذکره و متاعا للمقوین» آتش را وسیله ای برای تذکر و نعمتی برای مسافران قرار دادیم(۲). و برای تاکید اهمیت آن نعمت از سوی خداوند متعال، بلافاصله بندگان را به تسبیح ساحت مقدس خود امر می کند: «فسبح باسم ربک العظیم» پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی (۳). پروردگار رحیم آتش را قبل از خلقت انسان به وجود آورد؛ همچنانکه در سورۀ حجر می فرمایند: «ولقد خلقنا الانسان من صلصل من حماء مسنون و الجان خلقنه من قبل من نار السموم» و در حقیقت انسان را از گلی خشک، سیاه و بدبو آفریدیم و پیش از آن جن را از آتشی سوزان و بی دود خلق کردیم(۴). انصاری قرطبی در تفسیر خود، آتش را به عنوان یک خلقت برتر معرفی نموده است(۵).

ایشان آتش را از عالم علوی، لطیف وگرمابخش می دانند و در طب سنتی نیز آتش منشا خلط صفرا معرفی شده که ماهیتی گرم و خشک دارد.

آتش در نورافکنی، جانشین اجرام فلکی مثل خورشید در روی زمین است. آتش نور تولید می کند و همانند روح یا نفس، بخاری سبک و بالارونده است. نخستین برج فلک نیز برج حمل است که بر طبیعت آتش قرار دارد. اشرف اجسام در نزدیک زمین خورشید است که نورانیت دارد و آن هم، به واسطۀ وجود واکنشهای آتشزا در بستر خورشید است.

اگر نور خورشید نبود، امکان حیات بشر در زمین وجود نداشت. آتش به خاطر گرمایی که ایجاد می کند، به اجسام، حالت نُضج و پختگی می دهد. قرآن این خاصیت آتش را در سورۀ کهف این چنین بیان می کند: «فاوقد لی یهمن علی الطین فاجعل لی صرحا لعلی اطلع الی اله موسی و انی لاظنه من الکذبین» فرعون به وزیرش هامان می گوید:

برایم بر گِل آتش بیفروز و برجی بلند برایم بساز شاید به حال خدای موسی اطلاع یابم ومن جِداً او را از دروغ گویان می پندارم(۶).

وهمچنین در سورۀ کهف به دیگر فوائد مادی نار اشاره می نماید. «آتونی زبر الحدید حتی اذا ساوی بین الصدفین قال انفخوا حتی اذا جعله نارا قال آتونی افرغ علیه قطرا » برای من قطعات آهن بیاورید تا آنگاه که میان دو کوه برابر شد، گفت: بدمید تا وقتیکه آن قطعات را آتش گردانید؛ گفت: مس گداخته بیاورید تا روی آن بریزم(۷).

خداوند آتش را وسیل های برای عذاب کافران در آخرت، معرفی کرده است و کافران نیز در دنیا از آتش برای تعذیب پیامبران و دینداران استفاده نموده اند؛ چنانچه قوم نمرود، حضرت ابراهیم(ع) را به جرم شکستن بت هایشان با آتش کیفر داد «قالو حرقوه وانصروا آلهتکم انکنتم فاعلین»اگر کاری  می کنید، او را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید(۸).

اصحاب اخدود نیز مومنان را در گودالی از آتش انداختند و درحالیکه خود نظاره می کردند آنان را در آتش سوزاندند(۹).

حضرت موسی(ع) نیز برای نابود کردن ریشۀ بت پرستی، در مقابل چشم بنی اسرائیل، گوسالۀ سامری را در آتش سوزاند و به دریا افکند(۱۰). بنابراین آتش می تواند در رفع فتنه نیز موثر باشد.

از کاربردهای دیگر قرآنی آتش، دفع شیطان از استراق اخبار آسمانی است که در سورۀ حجر بدان اشاره شده است: «و لقد جعلنا فی السماء بروجا ….. و حفظنها من کل شیطن رجیم الا من استرق السمع فاتبعه شهاب مبین» و به یقین ما در آسما نها برجهایی قرار دادیم و آن را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم، مگر آنکس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابی روشن او را دنبال می کند(۱۱). در این آیه به نظر برخی از مفسرین، شهاب همان شعله آتش است و از آن به آتش لطیف تعبیر شده است(۱۲).

در قرآن، آتش ابعاد مختلفی دارد؛ مثلا در سورۀ نساء خداوند حکیم خوردن به ناحق مال یتیم را به فروبردن آتش در شکم تعبیر نموده است؛ یعنی چهرۀ باطنی گناه خوردن مال یتیم، آتش است(۱۳).

در این باب آتش وسیلۀ عذاب و تجلی غضب و انتقام الهی نیز معرفی شده است.

«و من یضلل فلن تجد لهم اولیاء من دونه و نحشرهم یوم القیامه علی وجوههم عمیا و بکما و صما ماوئهم جهنم کلما خبت زدناهم سعیرا» و هر که را گمراه سازد در برابر او، برای آنان هرگز دوستی نیابی و روز قیامت آنها را کور و لال و کر به روی چهره شان در افتاده، برخواهیم انگیخت. جایگاهشان دوزخ است. هربار که آتش آن فرونشیند، شراره ای تازه برایشان می افزاییم(۱۴).

نکتۀ قابل توجه آن است که آتشی که در آخرت برای گنهکاران مُحیا شده، از درون بدن آنان شعله ور می شود؛ چنانچه در سورۀ مبارکۀ همزه آمده: «نار الله الموقده، التی تطلع علی الافئده» آتش افروخت های است که به د لها می رسد(۱۵).

بیان مهم قرآنی دربارۀ وجه دیگر آتش این است که این نار سوزاننده و خردکننده که از فرسنگها فاصله همه چیز را نابود می­کند، هیچگاه به انسان مومن گزندی نمی رساند و او را نمی سوزاند؛ چنانچه در سورۀ مریم خداوند متعال می فرمایند: «و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا» و هیچ کس از شما نیست، مگر اینکه در جهنم وارد می شود و این امر همواره بر پروردگارت حکمی قطعی است(۱۶).

و در سورۀ انبیا این آیه : «ان الذین سبقت لهم منا الحسنا اولئک عنها مُبعدون» بی گمان کسانی که قب ال از جانب ما به آنان وعدۀ نیکو داده شد، از آتش دور نگه داشته  می شوند(۱۷).

نشان می دهد که آتش جهنم بر مومن و افراد برگزیدۀ خداوند اثری ندارد.

بنا به حدیث شریف نبوی که فرمودند: «تقول النار لمومن یوم القیامه: جُز یا مومن فقد اطفا نورک لهبی» آتش جهنم به صدا درآمده و می گوید :ای مومن عبور کن که نورت شعله مرا خاموش کرد(۱۸) بنابراین از آیات و روایات چنین نتیجه می گیریم که نور مومن چنان قداست و قدرت دارد که میتواند آتش عظیم و سهمگین جهنم را خاموش نماید.

نتیجه گیری

کلمۀ آتش در قرآن کریم به دفعات مکرر به صورت مستقیم با معادل عربی نار و الفاظ مترادف نظیر حریق، سعیر، جحیم، صلی، سجر و ایقاء در آیات وارد شده است و بنا به اهمیت آن، خداوند متعال از آتش به عنوان آیه یاد کرده است.

آتش یکی از عوامل اصلی در پیشرفت تمدن بشری بوده و به فوائد مادی و کاربرد آن در قرآن کریم اشارات زیادی شده است. از تاثیرات مادی آتش میتوان ایجاد فعل و انفعالات شیمیایی، تولید نور، حرارت و … را نام برد. از آتش جهت دفع شیاطینی که برای استراق سمع به آسمانها می روند، استفاده می شود.

نکتۀ جالب این است که شیطان از جنس جن بوده و از آتش خلق شده است در نتیجه میتوان چنین برداشت کرد که آتش نیز دارای اجزاء مختلفی است و میتوان از قسمتهای مختلف آن، کاربردهای متفاوتی را به دست آورد.

آتش دارای اثرات معنوی نیز هست و خداوند حکیم از آن برای مجازات گنهکاران و خالص کردن روح آنها استفاده می کند تا آنها قابلیت ورود به بهشت را به دست آورند.

نکتۀ مهم دیگری که از آیات مربوطه برداشت میشود، نور مومن است که به واسطۀ داشتن ایمانی راسخ و انجام فرائض و اعمال صالح، بهوجود می آید و میتواند بر اثر سوزانندگی آتش غلبه نموده و آن را خاموش کند. این مهم به قدرت بی بدیل انسان مومن اشاره می کند که میتواند منشا عملکردهای فوق العاده در دنیا و آخرت باشد.

منابع:

۱- سورۀ واقعه، آیه۷۲| ۲- سورۀ واقعه، آیه۷۳ | ۳- سورۀ واقعه، آیه۷۴ | ۴- سورۀ حجر آیه۲۶ | ۵- تفسیر کبیر قرطبی،ج ۱۴ ، ص۳۲-۳۳ | ۶-  سورۀ قصص، آیه۳۸ | ۷- سورۀ کهف، آیه۹۶ | ۸- سورۀ انبیا، آیه۶۸ | ۹- سورۀ بروج، آیه۷-۴ |۱۰- سورۀ طه، آیه ۹۷ | ۱۱- سورۀ حجر، آیه۱۸-۱۶ | ۱۲- تفسیر الکشاف زمخشری، ج ۱۲، ص۸۵ | ۱۳-سورۀ نساء، آیه ۱۰ | ۱۴- سورۀ اسراء، آیه۹۷| ۱۵- سورۀ همزه، آیه۷-۶ | ۱۶- سورۀ مریم، آیه۷۱| ۱۷- سورۀ انبیا، آیه۱۰۱ | ۱۸- تفسیر نمونه، ج ۱۳ ، ص ۱۱۹٫