کاملاً روشن است که قرآن در بیان هر مطلبی پایه ی علمی و سطح آگاهی مخاطب خود را منطبق با درک او تنظیم میکند. برای مثال وقتی میگوید: «و النجم و الشجر یسجدان »

تو گویی طعنه ای بسیار ظریف و در عین حال عاشقانه و عارفانه به تمام انسانها می زندکه از دورترین نقاط آسمان تا روی زمین همه سجده می کنند؛

پس ای انسان تورا چه شده است که تکبر می ورزی و سجده نمی کنی ؟!حالا مگر تو چه هستی و کی هستی آخر؟!

مشابه همین مطلب را در آیه دیگری در سوره «حج » آیه ۱۸ می فرماید: «یسجد له من فی السماوات و من فی الارض و الشمس و القمر و النجوم و الجبال و الشجر و الدواب و کثیر من الناس»

در این آیه یک اشاره جامع و در عین حال مختصری می کند به کسانی کلمه «مَن » به کار برده که در آسمانها و زمین به همراه خورشید و ماه و حتی چهارپایان و بسیاری از مردم، همه او را سجده می کنند!

دقت کنید آیه می فرماید کسانی، یعنی در آسمانها موجودات زنده ای هستند که سجده می کنند و بلافاصله این سجده را با سجده ماه و خورشید و حیوانات توأم بیان میکند و همه را شامل می شود؛

اما در زمین می گوید، اکثر مردم سجده می کنند؛ به عبارت دیگر در تمام کائنات سجده می کنند و فقط عده ای در روی زمین او را سجده نمی کنند. به قول عارفی «شیطان سجده بر خدا و انسان بر خدا نکرد»؛

از طرفی دیگر برای اهل علم جای سوال است که منظور آیه از ارتباط سجده ی ستاره و درخت چیست و سجده خورشید و ماه و چهارپایان به چه صورت است؟! قرآن در اولین آیه در سوره ی «الرحمن » یک دفعه نهیب می زند به انسان و با یک تیر و دو نشان می فرماید:

«الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان»

«الرحمن »رحمت عام خدا را می رساند که شامل همه آسمانها و زمین و همه ی موجودات می شود در تمامی جهان ها؛ چرا اول می گوید قرآن را آموختیم، بعد خلقت انسان را می گوید؟ محقق قرآن آقای «کریمیان »می فرمایند:

احتمالا آیه اشاره دارد به اینکه، آهای انسان فکر کن موجودات دیگری در عالم هستند و قبل از تو هم بوده اند. بسیار موجودات و حتی خود قرآن هم از قبل از تو بوده و مختص تو نیست. خطابهای قرآن اصلاً فقط به انسان مسلمان هم نیست؛ به آدم است، به بشر است، به«الناس » یا همه مردم جهان است؛ اصلاً به آدم که بابا بزرگ همه ماست خطاب می کند. قرآن با این آیه دارد می گوید در این کتاب فقط برنامه انسان نیست، موضوع خیلی از این حرفها جدی تر است. یعنی برنامه ی حیوانات و چهارپایان و اجنه و موجودات دیگر جهان، در دورترین کرات عالم و در جهان های دیگر قبل و بعد از تو نیز ای انسان، در این کتاب است و بعد تو اینقدر سطحی و بدون تفکر و تعقل از کنار آن می­گذری؟!

افلا یعقلون؟!

بعد می فرماید: ما تو را از گل یعنی از آب و خاک آفریدیم؛ یعنی آب بود که به تو حیات و شعور و تمرکز انرژی داد؛ چرا می خواهید اهمیت آب را منکر شوید که در همه جای قرآن می فرماید: آن را از آسمان نازل کردم تو را در زمین بسازم!

بعد خلقت همهء ادوار جهان راکه در ۶ روز یا دوره بیان می کند، می فرماید؛ سپس بر عرش استوار کردم، بعد عرش هم برآب است؛ یعنی این آب، که راحت از کنارش می گذریم، باید مهمترین فناوری های تو باشد.

انسان چون تو با آن از صلصال به کالفخار ترفیع یافتی، پس ببین این چیست؟ اگر تنبلی کنی نزول باران، که مهمترین عامل حیات یعنی آب است و از طرفی مه مترین فناوری روز جهان و اساسی ترین ماده آفرینش است، قطع می شود !

اصلاً قرآن اینجا توجیه اقتصادی هم برای فضا می آورد، وقتی می­گوید: « و فی السماء رزقکم و ما توعدن» و یا اینکه در جای دیگر می گوید: «یرزقکم من السماء» می گوید؛ اصلاً ما در این آسمان رزق و روزی تو را وعده داده ایم، دیگر معطل چه هستی؟ افلا تبصرون؟!

قرآن یک نکته اساسی دیگری هم در خلال این آیات نجوم دارد؛ قرآن می خواهد بگوید، جهان درون تو با جهان بیرون یک پیوند و اتصال بسیار تنگاتنگی دارد. اساساً مهمترین دستاورد فیزیک مدرن کوانتومی در رابطه با آگاهی انسان، همین نکته است که آگاهی و انرژی یک پدیده واحد هستند و آب این دو را به هم می رساند؛ یعنی شعور و انرژی آن هم انواع انرژی های جهان را چقدر قرآن اینها را زیبا و آراسته و یکی یکی به هم متصل می سازد و ارتباط ها را هنرمندانه و با لحنی مادرانه شرح می دهد. انسان آگاه از این همه لطف قرآن به بشر شرمنده می شود و از گران سنگی و تکبر در مقابل چنین خدای عالم، دانا، قوی و در عین حال مهربانتر از مادر خجالت می­کشد. خوش به حال دانشمندانی که مصداق این آیه می شوند که «انما یخشی الله من عباده العلما».

 

موسسه آوا –مقالات