جایگاهآگاهی،ارادهوقدرتتخیلانساندرفیزکمدرن

درفیزیکنیوتون،آگاهیشما،مشاهداتشماوروشاندازه گیریوتعاملاتشماباجهان بیرونیشما،مستقلازیکدیگرهستند؛

ولیاز۱۹۶۷باطرحامواجکوانتومیتوسطیوجین ویگنرEugene Wignerواینکهذهنبشرقادربهدریافتوارسالاینامواجبوده، واینکه اینامواج سریعترازسرعتنورحرکتمی کنندودرسیستممشاهدهواندازه گیریشما اثرگذارهستند،برنده یجایزهنوبلشد.

دهسالبعد،اینمطلبدردایره المعارفناشناخته ها،تحتعنوانارتباطمیانمیکروفیزیکوکیهان شناسیRelationships Between Microphysics and Cosmologyبهچاپرسید.

هماهنگیدرامواجدرهمه یابعادودرهمه ی جهان هایموازییکضرورتدرفیزیکمدرنبهشمارمی آیدودرونانسان،که خودبهتعبیرحضرتامیر)ع( جهانیاستدرهمپیچیده،ازاینقاعدهمستثنینیست؛

پستفکراتانساننیزامواجیاستوارتعاشاتتک تکسلولهایانساننیزفرستندهوگیرندهوآنتنهاییهستندکههرگاههماهنگشونداثراتیجدیوعمیقدرجهانبیرونی وبلکههمهجهان هایبیرونیمیگذارند؛

نهفقطدرجهانیکهدرآنمحبوس هستیمو نکته یجالب تراینکهدردنیایکوانتومبرونودرونمفهومدیگریدارندودورونزدیکنیز همینطور.

اندیشه یانسانآگاهوهمچنینزمانخاصیکهمیاندیشد،درارتباطبافضاو امواجستارگاندوردست،یکپیوندبسیارتنگاتنگیدارد.

دراینجانیتواخلاصدرعمل انسانبهنوعیهمانتمرکزقوایذهنی،عقلیواحساسیاست.

معنیکاربردیاخلاص درعمل،هماهنگی،قوایفکریدرهمهابعادانساناست؛یعنیحتیتکتکسلولهای شمادراینهماهنگی،بهناماخلاصدرعملنقشدارند.

پسارتباطعاشقانهوقلبیانسان نسبتبههرکاریکهبهآنورودپیدامی­کندنیزازاینقاعدهمستثنینیست؛زیراعشق اتفاقامحرکاصلیبسیاریازسیرافکارانساناست.

اخلاصیعنیشعورواحدهمه یاعضاء وجوارحانساندرکاریکهدردستورکارخوددارد!

خیلیجالباستکهقرآنوقتیمی خواهدبگویدچراتعقلنمی­کنید،می فرماید:مگر برقلبهایتانقفلیاست؟) افلایعقلونامعلیقلوباقفالها(

مهمهماهنگیدرمسیر تفکرانسانوبهویژههمسوییوهمدوسیباتعادلامواجدرلایه هایمختلفجهان هستیاست

.هرحالتیازانسان،دریکلایه ایازجهانواقعیتیداردوانسان،باتمرکزیا بهاصطلاحاهلدینومعرفت،بادعامی تواندتوازنیجدیدبینتمامیاینلایه هابرقرار

کردهاستوواقعیتنوینیرابرایخودیادیگران،رقمبزندودرنتیجهآرامشخاصی درآدمهایخالصاحساسمی­کنید؛

چونهمه یامواجوجودیآنهابالایه هایخلقت همدوسوهماهنگاستوهرآدممنصفوعادی،فردیراکهکاریبانیتخالصانجام می دهدمی ستاید؛چوندردرونهمهانسانهااینارتباطباعوالمولایه هایخلقتوجود دارد؛

پسدراینجاعشقبههمراهآگاهی،عظمتانسانهدایتشدهو آگاهرامی رساندو خشوعانسانازنظرقرآن،یعنیقبولکردناینعظمتدردوبعداندیشهودل )قلب( و اینکهعبودیتپسازخشوع،نتیجهمنطقیاست.

حالاافرادیکهکارهایروزمرهخویش رابراساساینقاعده،یعنیاخلاصوصداقتانجاممیدهند،اگرعلتمحرکآنخشوعوخضوعدرمقابلعظمتآفرینندهباشد،یعنیبااینشعورذاتیومسلطدرآسمانهاو زمینهماهنگشده اند؛

یعنیشعورواحددرهمه ی هستیراحسمی کنند؛

بهعبارت قرآن«انمایخشیاللهمنعبادهالعلماء»

یعنیکسیکهحقیقتاًاینوحدتاعجاب انگیزو هماهنگیواحدرادراینهمهکثرت،دربینهزارانجهانومیلیاردهاامکانمتوجهشود، حتیبهقدراندکی،نوعیهارمونیوآرامشعمیقبهاودستمی دهدوعشقمرموزو ریشه داریبهجستجویبیشتردراوشعلهورمی شود،سربهسجدهمی گذاردودرمقابلاین همهعظمت،مبهوتمی شود.

درسورهء«ملک» درآیه ۳ و۴می فرماید: «الذیخلقسبع السماواتطبقاماتریفیخلقالرحمنمنتفاوتفارجعالبصرهلتریمنفطور» (۳)

«ثمارجعالبصرکرتینینقلبالیکالبصرخاسئأوهوحسیر»

یعنیآنکههفتآسمانرا طبقهایبررویطبقهایآفریدودرآفرینشاوکموکسرینمیبینی؛پسبگردان )ینقلب(

بهسویآندیده یبصیرتراباردیگر،بلکهبارهاوبارها )کرتین( تاچشمانتهمبهحال خضوعبهپایینافکندهشوندازبسکهمبهوتشویودرآیه یبعدیادامهمی دهدکه «ولقدزینالسماءالدنیابمصابیح»

یعنیمافقطآسمانایندنیارابهستارگانآراستهایم.

بنابرایناولاًقرآندرزمانیکههنوزنظریهایپیرامونجهانهاوآسمانهایدیگریدرکار نبوددائماًهمبهآسمانهایدیگراشارهمی کندوهمخیلیشفاف،برایاینکهکسی نگویدشایدمنظورقرآنازسماواتمثلاًآسمانزمینیاآسمانیکسیارهدیگراست!

قرآنخیلیدقیق،روشنومشخصمی کندکهمنظورشازآسمانوآسمانهاچیست.

هموجودابعادوجهانهایدیگررامطرحمی کندهمدعوتجدیمی کندبهسفرهای اکتشافی،همتسخیروفتحآنهاوهماشارهبهموجوداتیکهدرجهانهایدیگرخدارا پرستشمی کنندوهماینکهمی گوید:

منربالسماواتوالارضهستمانساننهفقطرب تو.

حالاخودترابرایمنخدانگیر؛بیاسرکلاسدرسبنشینمثلبقیهموجودات؛از طرفیدیگرهممی خواهدبگویداصلاًانساندرتوجهبهآسمانهاوفضاکلیروزیهمدراینسفرهاومشاهداتنصیبتمی شودایننیستکهفقطهزینهکنی.

کلمه ی رزقرابا سماواتبارهاتکرارمی کند؛پسخدابهزبانامروزینیزمیگوید،فضاخیلیهمنان آور بودهوتوجیهاقتصادیدارد،گولدشمنرانخور. اجازهمنخداودستورمنخداکافیست،

اجازهکسدیگریهملازمنیست!

موسسه آوا –مقالات