در استدلال حضرت ابراهیم با کفار و مشرکین زمان خود، حضرت با حرکت ستارگان بحث را آغاز کرده و توجه به وجود لایتغیر را محورخداشناسی قرار می دهد.

سپس کپرنیک، تیکوبراهه، گالیله، دکارت و کپلر به ترتیب قبل از نیوتون، قوانین حرکت سیارات و نیز وجود مدارات را طرح کرده بودند و سپس نیوتون و لیبنیتز با طرح فرمول جاذبه و ریاضیات مشتق و انتگرال، علم حرکت و دینامیک سیارات را تکمیل می کنند؛ از سویی دیگر کپرنیک نظریه ی مرکزیت زمین را در عالم رد میکند و درگیری گالیله با کلیسا بر سر کروی بودن زمین، تبدیل به ماجرایی سوزناک می شود به گونهای که قریب ششصد سال بعد موجب عذرخواهی کلیسا از جهانیان می گردد. همه ی این اکتشافات در حالی صورت میگیرد که قرآن کریم به صراحت صحبت از حرکت سیارات به دور خورشید میکند. قرآن حرکت خورشید به سمت ستارهای دیگر را با بیانی زیبا، که اوج ادبیات و هنر قرآن را در بیان مطالب علمی در چندین لایه نشان میدهد، میفرماید:

« والشمس تجری لمستقرا لها » یعنی خورشید به سوی قرارگاه خود در حرکت است.

زمانی قرآن این آیه را ذکر می کند که هنوز کپرنیک اصلاً به دنیا هم نیامده بود!

این آیه بیش از هشت قرن قبل از اینکه غرب حتی مداری و حرکتی برای سیارات قائل باشد نازل شده است. و اما یک نکته بسیار زیبای دیگر در توجه دادن قرآن به فضا و نجوم، آیه ی ۲۱ سوره «ذاریات» است «و فی انفسکم افلا تبصرون»

و بلافاصله بعد از آن در آیه ی ۲۲ و ۲۳ میفرماید:

«و فی السماء رزقکم و ما توعدون»

نکته بسیار جدی در این دو آیه نهفته و آن اینکه، اول توجه به درون انسان می دهد و دعوت به بصیرت می­کند؛ یعنی نگاهی توأم با تحقیق و

تفکر و تعقل و بعد بلافاصله به آسمان و اینکه با کلمه «افلا » خداوند پرسشی جدی از انسان را مطرح میکند، توأم با حالتی از بهت و تعجب که آخر پس چرا؟ معطل چی هستی، آهای بنده من، حواست کجاست؟ ارتباط درونی خود با آسمان بالای سرت را جستجو کن!

حتی به اوج آسمانها برو و این سیارات و ستارگان را تسخیر کن!

در آیهء ۵۴ سوره «اعراف » می فرماید: «و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره»

یعنی خورشید و ماه جزء مسخرات شما به امر خدا خواهند بود و باز هم در سوره ی «نحل» آیه ی ۱۲ می فرماید:

 «و سخر لکم الیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون»

این بار تسخیر نجوم را هم به طور عام اضافه می­کند و تازه تسخیر روز و شب را هم از قلم نیانداخته. تسخیر روز و شب در کنار تسخیر ستاره و خورشید و ماه چه منظوری می تواند داشته باشد؟ خیلی هم اصرار دارد که خوب تعقل کنید در این باره و سطحی از آن نگذرید!

به قول محقق قرآن آقای «داوود فتحی» قرآن می فرماید: ما پوست شب را میکَنیم! «فالق الاصباح ». توگویی اهمیت ماده تاریک جهان و مقاومت آن در برابر اشعه ی خورشید را میگوید که چگونه مکانیزمی را برای کندن پوست شب تدبیر کرده ایم؛ زیرا برای به وجود آمدن روز، باید نور عرصه ی تازه ای از ماده تاریک را بشکافد. لذا تعبیر آیه این است که ما پوست شب را میکَنیم؛ یعنی مقاومت سرسختی برای عبور نور در ظلمت وجود دارد. اینجا متوجه می شوید؛ چرا فیزیک مدرن اصرار دارد که بگوید جهان برای حیات و مشاهده شدن خلق شده و به گونه ای استثنایی هر خاصیتی برای حیات از جمله گردش یکنواخت نور و عبور از ظلمت شب، باید همواره یک محرک ذی شعور این کار سخت را، برخلاف مقاومت سرسختی که ماده و انرژی تاریک دارد، انجام دهد.

 

موسسه آوا –مقالات