نگاه قرآن به انسانِ اجتماعی
آیا این جامعه درست می شود که منجی بخواهد؟

آیا خط سیر بشر امروز، حاکی از وجود ظرفیت هایی برای تغییرات بنیادین هست؟

آیا فرهنگ انتظار، اعتقاد به منجی عالم بشریت و تعریف محتوایی جامعه ولایی در ایران امروز، نهادینه شده است؟

پاسخ به همه این پرسش ها در سوره مبارکه یونس، چه از دیدگاه آفاقی و چه با نگاه انفسی، داده شده است در نگاه کلان به انسان نیز تاثیر این دو دیدگاه آفاقی و انفسی را می توان در تاثیر تغذیه بر جسم، تاثیر ربا بر خانواده و فرد، اثر دعا و رعایت حریم ها بر روح و جسم و جان دید و از چشم انداز علم، عرفان و هستی شناسی اندازه گرفت یا تفسیر نمود. به راستی سوره یونس را باید آویزه گوش کرد؛

چرا که عمیق ترین تفاسیر روانشناسی اجتماعی در آن قابلدرک است.

خداوند مستقیما در سوره یونس نشان می دهد که جامعه اصلاح شدنی است و وجود منجی برای جامعه ای که اصلاح پذیر است، یک ضرورت و نیاز سطح بالای انسانی، در معنای فردی و اجتماعی آن است و اصولاً پرورش بدون عزیز بودن، ممکن نیست و جامعهءاصلاح پذیر و انسان در جامعه، باید که عزیز باشد تا پرورش و اصلاح او توجیه پذیر باشد.

خانواده، نهاد راهبردی جامعه

امروزه توجه به بعُد معنوی سلامت ، در بسیاری از تعاریف ارائه شده برای سلامتی مدنظر است و سلامت معنوی، به برخورداری از حس پذیرش، احساسات مثبت، اخلاق و حس ارتباط متقابل با یک قدرت حاکم و برتر قدسی، اطلاق می شود که طی یک فرایند پویا و هماهنگ شناختی، عاطفی و کنشی، حاصل می شود.

می دانیم که کوچکترین نهاد اجتماع بشری، خانواده است.

که بویژه در نظام اسلامی، مقوله های مهم و حتی می توان گفت مقدس است.

در هیچ یک از نظام های اجتماعی بشری، در گذشته و حال، به اندازه دین اسلام مقوله خانواده که شامل خانواده شدن، خانواده بودن و خانواده داشتن است، مورد توجه واقع نشده.

نظام غرب خانواده را چنین تعریف می نماید:« خانواده یک واحد زیستی (بیولوژیکی) است که تشکیل آن می تواند مبتنی بر پیوند زناشویی باشد و براساس آن، افراد دارای رابطه سببی یا نسبی بوده و با یکدیگر خویشاوند هستند…»

به بحران خانواده در نظام اجتماعی غرب توجه کنید. با چه نگاهی می توان چنین آمیختگی را خانواده نامید؟ آیا این بحران عظیم حرامزادگی به عنوان کژکاری نظام خانواده، محصول تفکر اگزیستانسیالیستی، روانشناسی مثبت، معنا، رویکردهای فردمحور و اومانسیم در روانشناسی نوین نیست؟

این تعریف دارای معایب بنیادینی است که در نظریه مکتب تهران، به عنوان زادگاه علم جسم و روح و جان، به آن پرداخته شده است.

برای مثال جایگاه ایمان در خانواده غربی کجاست و اصولا چرا یک خانواده مسلمان با آن همه سازوکار فقهی، دینی و رشد معنوی باید خود را آنقدر تقلیل دهد تا به اندازه نگاه ساده و ناقص الخلقه غرب از انسان اجتماعی و انسان در خانواده، کوچک شود.

کدام عقل سلیمی می پذیرد که قالی ابریشمی ایرانی را هم پایه فرش چینی پایین آورد؟ نگاه اسلام به خانواده همان فرش دستباف ایرانی است…

یک نگاه کامل، یک راهنمای کاربردی و تفسیر پذیر یک داستان کامل برای زندگی. ما صد سال است که در حال آزمون و خطای شیوه های روانشناسی غربی، برای تدوین نقشهء راه خانوادهء سالم برای انسان هستیم؛ ولی اصولاً علمِ انسان، علمی اسلامی است و دست کم نارواست که آنچه خود داریم را ز بیگانه تمنا کنیم…؛

اما غرب با کمک دانش روانشناسی اجتماعی و در پی آن مهندسی اجتماعی شامل مهندسی نیاز و مهندسی اصولِ روابط بین فردیست که توانسته روی نگرش جهانی، به مقوله خانواده تاثیر گذار باشد.

نگاه آنها به انسان، به گونه ایست که می توانند با کمک ابزارهای مهندسی اجتماعی همچون سینما و شبکه های اجتماعی، به خلق نیاز بر اساس سندهای توسعه غربی و پروتکل صهیونیزم بپردازند.

روانشناسی اجتماعی در تعریف، علم مطالعه رفتار متقابل بین انسانها یا علم مطالعهء تعامل انسان هاست. این علم در صدد فهم ماهیت و علل رفتار و اندیشه های فرد در موقعیت های اجتماعی و موضوع نگرش یکی از مولفه های اصلی این علم است که بیشترین سهم در جنگ نرم نیز به همین موضوع مربوط می شود؛ اما کلیت این نگاه نسبت به نگاه اصیل قرآنی به جسم و جان و روح آدمی در جامعه، ناقص و کم جان است:

اصولاً ایمان در آموزه های دینی و نگرش در روانشناسی اجتماعی، از جمله مفاهیم بنیادین و عمیق هستند.

برآیند این دو مولفه، به همراه تعلیم و تربیت کاربردی و مباحث ایمانی، اصل نگرش ایمانی را شکل می دهد؛ اما انسانِ در جستجوی معنا، در نگاه ویکتور فرانکل  فراموش می کند

که، اگر معنای زندگی بی ثمر باشد، به پشیزی نمی ارزد و اگر معنا از اختیار بدست می آید، آنگونه که در سورهء واقعه می خوانیم، ثمر از معنا حاصل می شود.

چنین نظام سلسه مراتبی پیشرفته را تنها و تنها در قرآن می یابید.

در حقیقت ما بر این باوریم که بدون نگاه به علوم غریبه، بدون توجه به سیره و سنت اهل بیت و خط مشی زندگی زعما و تنها با تکیه بر نگاه روانشناسی غربی، این انسان جستجوگر، نمی تواند به جایی رسد که به جز خدا نبیند.

ما نمی توانیم منکر وجود تاثیر ذکر، دعا و قلب و فواد در آدمی شویم تنها به این دلیل که علم غربی ابزار سنجش آن را ندارد.

این که گناه اسلام نیست.

هر چه کمتر بدانی، قرآن هم به تو کمتر خواهد داد. وقتی داده ها با کمک اندیشه پالایش شد، فطرت پیدا می شود و فطرت به معنای شکفته شدن و شکافته شدن است: «ذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ » آنگاه که آسمان بشکافد ….

 

 

موسسه آوا –مقالات