سابقه تقویت قوای جسمی سربازان و جنگاوران، قدمتی هم‌سنگ با تاریخچه جنگ بر روی زمین دارد. حضور قهرمانان رویین­ تن در ادبیات ملل مختلف همچون اسفندیار در شاهنامه­ حکیم طوس، آشیل جنگجوی رویین­تن در حماسه­ هومر و زیگفرید در اسطوره‌های اسکاندیناوی همه و همه شواهدی هستند بر این مدعا که بشر از ابتدای تاریخ همیشه در جست‌وجوی راهی بوده تا به مدد آن ازمحدودیت­‌های کالبد مادی‌اش عبور کرده و به قدرتی فرا انسانی دست یابد. بشر در طول این کاوش چند هزارساله، گاه با جادو و جادوگری و علوم غریبه، گاه به کمک معجون‌ها و داروهای انرژی‌زا و توهم‌انگیز و گاه باقدرت ذهن، عرفان و سلوک مخصوص سلحشوران و جنگاوران باستانی تلاش کرده از این سد عبور کند. در عصر حاضر نیز انسان مسلح به سلاح علم و فن‌آوری، تلاش می­ کند  تا به مدد دانشش به آن‌ها واقعیتی عینی ببخشد. در این خصوص دانشمندان بسیاری در حوزه­‌های مختلف فن‌آوری، با توجه به پیشرفت‌های کنونی در فن‌آوری‌های مرتبط با تحول حیات و سازوکارهای حیاتی انسان پیش­ بینی‌های متعدد و کم‌و بیش مشابهی را مطرح کرده‌اند. به گفته «ریموند کورزویل[۱]»، کارشناس هوش مصنوعی، انتقال ذهن انسان­ها به روبات‌های نامیرا، مرحله­ بعدی تکامل را فراهم می‌آورد. این دیدگاه، شبیه آثار علمی- تخیلی به نظر می­رسد؛ اما کورزویل در کتاب خود با عنوان «عصر ماشین‌های دارای روح[۲]»  این موضوع را به‌عنوان یک واقعیت علمی اجتناب‌ناپذیر بیان  می­کند. هانس موراوک[۳]، از پیشگامان علوم روباتیک در کتاب خود با عنوان «روبات؛ از کالبد ماشینی تا ذهن متعالی[۴]» ضمن انعکاس نظرهای وینج و کورزویل، آینده­ای آرمان‌شهرانه تحت‌سلطه‌ روبات‌ها و فن‌آوری­ های زیستی برای بشر پیش‌بینی می‌کند. از منظر زیست‌ فناوری نیز پیش­‌بینی­‌های متعددی برای حیات پسا انسانی نژاد بشر انجام گرفته است؛ که ازجمله‌ آن‌ها می‌توان به پیش‌بینی «گریگوری استاک[۵]» در کتاب خود تحت عنوان «متا انسان؛ ادغام انسان‌ها و ماشین‌ها، به‌منظور ایجاد ابر موجودات زنده جهانی[۶]» اشاره کرد. در این کتاب پیش­ بینی می­ شود که گونه­ انسان از طریق باز مهندسی ژنتیک به کمال پسا انسانی دست خواهد یافت. با تکمیل نقشه­ ژنوم انسان در ابتدای هزاره­ سوم میلادی و به دنبال آن با توسعه­ فناوری‌­های زیستی مرتبط با دست ورزی ژنتیک، متفکرین آینده‌پژوه تمدن غرب آرمان‌­شهر جدیدی را در پیش دیدگاه خود گستراندند. خط‌ مشی فناوری بیو در این دیدگاه جدید درست در نقطه­ مقابل رویکرد فناوری سایبورگ، ولی با همان اهداف بود. پیشگامان فناوری سایبورگ می‌کوشیدند  کالبد – به‌ظن خود – ضعیف و پر نقص انسان را با به‌کارگیری اجزای الکترونیکی و مکانیکی ارتقا بخشند. در مقابل، فناوری بیو با آن‌که در ناقص بودن کالبد انسانی با همتایان خود در فناوری سایبورگ هم‌نظر بودند، اما راه‌حل را در ارتقای کالبد انسانی از طریق فرآیندهای بیولوژیک می ­دانستند. امروزه این دسته از بیولوژیست­ ها در تلاش‌اند تا به کمک مهندسی مسیرهای تکوین موجودات زنده، در سطح مولکولی، گونه‌های موجود را ارتقا بخشند. در آینده­ نزدیک نیروهای نظامی به مدد فناوری بیو به توانایی­‌های آفندی و پدافندی نوینی مجهز خواهند شد. تأثیر بخش‌­های نظامی در توسعه­ زیست‌فناوری به حدی چشم‌گیر است که به عقیده­ بسیاری، امروزه پیشرفته‌­ترین و پیچیده‌­ترین ایده­‌های بیولوژیکی، نه به‌وسیله دانشمندان و محققین دانشگاهی، بلکه به‌وسیله لابراتوارهای مراکز نظامی و تحت تدابیر شدید امنیتی و دور از دسترس افکار عمومی در حال انجام هستند. «مؤسسه همکاری‌های زیست‌فناوری کالیفرنیا[۷]»  نمونه­ای از این مراکز است؛ از جمله‌ اهداف پژوهشی که در این مؤسسه در حال پیگیری است، می‌توان به مواردی همچون طراحی یونیفرم‌های نظامی ارگانیک باقابلیت تغییر رنگ برای استتار، سخت شدن پوسته خارجی در برابر اصابت گلوله، نامریی کردن سربازان در برابر سنسورها و یا طراحی ماشین‌های زرهی با پوشش خودترمیم‌شونده، طراحی پوشش‌های انسانی ضدگلوله و خودترمیم‌شونده و… اشاره کرد. در حال حاضر، یکی از اهداف بلندمدت بخش‌­های نظامی در حوزه­ تسلیحات بر پایه­ زیست‌فناوری، تمرکز بر افزایش کارایی بدن سربازان است. در همین رابطه، نشریه­ استار ۲۱ گزارشی را با عنوان « فناوری­ های استراتژیک برای ارتش قرن ۲۱» منتشر کرده است؛ که بر طبق آن، کمیته­ علم و فن‌آوری ارتش به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های شورای تحقیقات ملی آمریکا در حال پیگیری برنامه­ جاه‌طلبانه‌ای است که به‌موجب آن بتوان کالبد سربازان را از طریق فرآیندهای مهندسی ژنتیک، ویرایش و بازآرایی ژنی و هم‌چنین الحاق سلول از گونه‌های متفاوت ارتقا بخشیده و به نسلی از ابر سربازان دست یافت. احتمالاً در آینده سربازان نیروهای ویژه­ ارتش آمریکا، برای کسب صفات دفاعی و هم‌چنین کسب ویژگی‌های مناسب برای عملیات نظامی مخفیانه، به‌صورت زیستی بازمهندسی خواهند شد. همچنین به موازات تحقیقات بیولوژیکی، محققان در تلاشند تا با استفاده از ترکیب  فناوری­ ها همچون فناوری رباتیک، هوش مصنوعی، علوم شناختی و … به رویای جاودانگی انسان جامه عمل بپوشانند تا شاید بتوانند سربازی خلق کنند که هر گز نمیرد. یکی از  طرح­هایی که امروزه در زمینه جاودانگی انسان  مطرح است، طرح ” ابتکار ۲۰۴۵ یا The Initiative 2045 ” است؛ که سر و صدای زیادی نیز به پا کرده است. این ایده جاه­ طلبانه که به آواتار[۸] معروف است، توسط دیمیتری ایتسکوف[۹] ، کارآفرین روسی رهبری می­شود. او معتقد است که با مهندسی معکوس مغز انسان، هوش و درک انسانی را به یک ریزتراشه رایانه‌‌ای منتقل کرده و تا سال ۲۰۴۵ جسمی خواهد ساخت که بسیار بهتر از جسم کنونی یک انسان است. در واقع آواتار یک جسم مصنوعی است که هرگز پیر نشده و یا توسط بیماری­ها مورد تهدید قرار نمی­ گیرد. هدف بلندپروازانه این پروژه،  انتقال مغز انسان به یک حامل مصنوعی و در نهایت نامیرایی سایبرنتیکی آن می­ باشد­؛ به­ همین دلیل است که ایتسکوف پروژه خود را جاودانگی سایبرنتیک و کالبد مصنوعی نام گذاشته است. وی امیدوار است که در طی ده سال امکان پیوند مغز به کالبد روباتیک فراهم شده و در مرحله بعد، حتی بدون جراحی بشود، اندیشه‌ها را آپلود کرد! این کار در فاز سوم طرح انجام خواهد شد و بسیار هیجان‌انگیزتر از دو مرحله قبلی است. بطور کلی نقشه­ راه جاودانگی در پروژه آواتار شامل چهار مرحله اساسی زیر است:

  • مرحله Avatar A که از سال ۲۰۲۰-۲۰۱۵ میلادی طول خواهد کشید؛ یک کپی رباتیک از بدن انسان طراحی­ شده و عملکرد آن توسط یک سیستم مغز رایانه‌ای کنترل می­ شود که می­ تواند برای افراد دچار مشکلات جسمی مفید باشد و امکان کار در شرایط سخت و خطرناک را فراهم کند.
  • در مرحله Avatar B (2025- 2020 میلادی)؛ طراحی یک سیستم پشتیبان مستقل زندگی برای مغز انسان در نظر گرفته شده است. در واقع در این مرحله دانشمندان می‌خواهند کاری کنند که مغز رأساً بدون نیاز به کالبد جسمانی قادر به زنده ماندن باشد و بتواند سیستم روباتیک را کنترل کند.
  • در مرحله Avatar C (2035-2030 میلادی)؛ اندیشه­ها و قدرت تفکر انسانی به وسیله روش مهندسی معکوس مغز انسان به سیستم هوشمند مصنوعی منتقل می­ شود.در واقع آپلود شخصیت و اندیشه‌های انسان به این سیستم، می­ تواند به معنای جاودانگی سایبرنتیک باشد.
  • در مرحله Avatar D آواتار هولوگرافیک (۲۰۴۵-۲۰۴۰ میلادی)؛ این مرحله نهایی بیشتر به فیلم های علمی- تخیلی شباهت دارد، هدف از این مرحله ساخت یک پیکره هولوگرام است؛ هولوگرام‌ها به مراتب بهتر از پیکرها جسمانی هستند، چرا که فارغ از محدودیت‌های مادی می‌توانند از موانع گذر کنند و با سرعت نور، نقل مکان کنند.

لیست بلند بالایی که مجله فوریس منتشر کرده نشان از تعداد زیاد علاقه­ مند به پروژه آواتار دارد. در حال حاضر۳۰ دانشمند بر روی این پروژه مشغول شده ­اند و با  تکمیل مراحل کارشناسی، هدف تحقیقات مشخص شده است. نقشه­ راه پروژه آواتار چه در زمان موعد به سرانجام برسد و چه نرسد، فناوری­ های بسیاری را در خود جای داده است که دستیابی به آنها می­ تواند پیشرفت­ های  بسیاری را در پی داشته باشد. به عنوان نمونه می­­ توان به فناوری­ هایی همچون نقشه­ برداری از مغز انسان[۱۰] ، ارتباط مغز با کامپیوتر[۱۱] ،ارتباط انسان با ربات­ها[۱۲] ،  آپلود و دانلود اطلاعات از مغز انسان و … اشاره کرد.  شاعران و هنرمندان زیادی در دنیا هستند که سزاوار عمری جاودانه ­اند؛ اما آیا براستی برای زنده­ ماندن افرادی که زنده بودنشان به ضرر بشریت است هم فکری شده است؟ و یا در آخر کمی هم در مورد ذهن فارغ از تن بیاندیشیم، چنین چیزی شاید در یک بعد ایجاد نسلی از انسان‌های والای رها از انگیزه‌های مادی را نوید دهد، اما آیا زندگی بدون تن، یا با تنی مصنوعی، واقعا دلپذیر خواهد بود؟  چاره ای نیست، باید  منتظر ماند و دید این پروژه به وقوع می­ پیوندد یا خیر؟!

   Raymond Kurzwwili-[1]

 The Age of Spiritual Machines-[2]

 Hans Moravec-[3]

 Robot; Mere Machine to Transcendent Mind-[4]

Gregory Stack-[5]

 Metaman; The Marging of Humans and Machines into a Global Superorganism-[6]

California Institute for Collaborative Biotechnologies-[7]

Avatar-[8]

Dimitry Istkov-[9]

Brain Mapping-[10]

 Brain Computer Interface (BCI)-[11]

 Human Robots Relationship-[12]