در طول تاریخ سرزمین ایران همواره عرصه تاخت و تاز بیگانگان و چپاولگران بوده است.

اما غنای فرهنگی برخی از آیین ها و جشن های مرتبط با آتش به گونه ای مانا و ایستا بوده که حتی تحولات تاریخی، خللی در ماتایی و پویایی این جشن ها وارد نکرده است؛

برخی از جشن هایی که به آتش مرتبط می شود و در سرزمین ما قدمت هزاران ساله دارند، عبارتند از:

جشن سده، چون صد روز از زمستان بزرگ که مربوط به گاه شمار باستانی بود، سپری می شد،

ایرانیان جشن سده بر پا می کردند؛ زیرا اوج و شدت سرما به سر می رسید

مصداق مثل معروف «زمستان می رفت و روسیاهی به ذغال می ماند».

آنان بر این باور بودند که اهریمن بدخو در میدان مبارزه روسیاه شده و دارای مقاومت ندارد

شب هنگام در هر کوی و برزنی، به نشانه شکرگزاری، آتش برپا می کردند.

فراهم ساختن هیزم و خاشاک خشک، بر مبنای تقسیم بندی کارها و امور صورت می گرفت؛

در واقع این جشن، حس تعاون و همدلی و همراهی را در بین مردم تقویت می کرده بعلاوه در این شب با پختن غذاهایی از حبوبات نیز به استقبال بهار و فراوانی و برکت در طبیعت و زندگی میرفتند.

ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی به تفصیل درباره اهمیت این جشن ها سخن گفته است،

که از مهم ترین آن ها می توان به شب چله (یلدا) اشاره کرد. مراسم و آئین شب چله که هزاران سال است در سرزمین کهن ایران برپا می شود، نماد و سمبل آتش و روشنی است،

زیرا ایرانیان بر این باور بودند، در شبی که تاریکی و ظلمت همه هستی را فرا می گیرد،

با برافروختن آتش و بهره گیری از نعمت های خداوند، باید تاسحرگاه بیدار مانده و منتظر صبح صادق بودند.

آنان با برافروختن آتش در بلندی های مشرف به شهر و آبادی، به جنگ اهریمن و سیاهی می رفتند

و بر این باور بودند که با طلوع و دمیدن دوباره خورشید، سپاهی و تاریک رخت بر می بندد و هستی طراوت دوباره ای می یابد.

مراسم شب چله (یلدا) که قدمتی هزاران ساله دارد، بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است که به نخستین روز زمستان می انجامد؛

علاوه بر ایرانیان، سایر اقوام در همسایگی سرزمین ما نیز به تایید از فرهنگ و سنت های غنی ایرانیان آن را جشن می گیرند.

جشن چهارشنبه سوری از دیگر آیین های کهن مرتبط با آتشی است که هنوز در بین ایرانیان رایج است.

اگر چه در چهارشنبه اتفاق نیفتاده است؛

اما در گذر زمان چهارشنبه آخر سال را برای آن در نظر گرفته اند که به جشن فروردگان با فروهرات با ارواح مردگان مشهور است،

زیرا ایرانیان در عهد باستان بر این باور بودند که ارواح مردگان از جایگاه اصلی خویش به زمین بر می گردند

و به خانه و دیار و خویشانشان دوباره رجعت می کنند و چند صباحی را در زمین هستند،

از این رو به نشانه این که ارواح برگشته از آسمان، فروغ و روشن خانه هستند

بر فراز کوهها و بلندی های آتش برافروخته می شد و با این کار به پیشواز از آنان می رفتند. از دیگر باورهای پایدار همان ترانه معروف «زردی من از تو سرخی تو از من» است

که هنگام پریدن از روی آتش بر زبان می آورند؛ در حقیقت آنان دردها و رنجها و غم هایشان را در پایان سال به آتش می سپارند و از آتش سرخی، گرمی، زندگی و امید می گیرند.

 

 

موسسه آوا –مقالات