آتش در فرهنگ و باورهای ایران باستان

در ایران باستان، آتش از عناصر اصلی حیات بشر محسوب می شد و همواره مورد ستایش و اقدام بود.

در اسطوره های ایرانی و در ادبیات شفاهی عامه مردم مانند مثل ها، قصه ها و افسانه ها، آتش نماد گرمی، حرارت، روشنی و امیدبخشی بود و از همه مهم تر، آن را الهه آذر، فرشته روشنی و حیات بخش در تقابل و شاد با ظلمت و پلیدی و اهریمن و پلشئی دانسته اند.

با گذشت هزاران سال هنوز هم رسم و آیین های متعددی در ارتباط با آتش از پیشینیان به یادگار مانده و از نسلی به نسل دیگر به ارث رسیده است.

در این گفتار اجمالی درباره آیین های مرتبط با آتش به تفصیل سخن خواهیم گفت: ایرانیان باستان بر این باور بودند که الهه آتش و آذر، حرارت و گرمی آفرین بوده و به حیاتشان رونق و گرما می بخشیده و آنان را از شر اهریمن و حیوانات موذی دور می کرده است؛

به علاوه از خواص دیگر آتش برای پختن و فراهم ساختن عذا نیز ذکر شده است. در بسیاری از آثار کهن، مفاهیمی چون آتر، آترا ایزد و نگهبان آتش عنوان شده است.

گاهی آتش با آذر را نماد اهورا مزدا در زمین به شمار می آورند. وجود آتشکده ها بر فراز تپه ها با معماری خاص و مشرف به شهرها و آبادی ها، مؤید این نکته در آثار کهن است.

با توجه به تقدس و احترام آتش در میان ایرانیان، از دیرباز آتش در معماری ایرانیان جایگاه بخصوصی داشته است،

علاوه برآتشکده که جنبه پرستش و تقدس داشته اند،

براساس شواهد و آثار بدست آمده، انسان های پیش از تاریخ و در غارنشینی و اعصار پس از آن مانند عصر مفرغ و همچنین ایجاد دانشگاه ها در دل صخره های سخت و غارها، مؤید بهره گیری از آتش بعنوان یک نیروی گرمابخش و مؤثر بوده است.

از دیرباز تاکنون، آتش در بین اقوام ایرانی بخصوص عشایر کوچرو، مورد احترام بوده است.

به عنوان مثال در بین اقوام لر بختیاری و بویراحمدی، مفهوم آتش و چالخ (محل برافروختن آتش) در درون سیاه چادر بسیار مورد توجه بوده و در ادبیات شفاهی عاشقانه عشایر به زیبایی بیان شده است.

معمولا در معماری سیاه چادر، جایی برای برافروختن آتش در نظر گرفته می شد و حتی افروختن آتش در شب و روز نیز از آداب خاصی برخوردار بود.

هنوز هم در بین عشایر، سوگند به آتش و اجاق و حتی نامگذاری فرزندان به نام های آذر و آتش مرسوم است؛ همچنین اجاق روشن به خانواده ای اطلاق می شد که دارای فرزند پسر بود؛

به علاوه در ساختار اجتماعی برخی اقوام و عشایر به خصوص لرها «تش یا آتش» مبین واحدی از نظام زندگی ایلیاتی بود؛ مفاهیمی مانند ایل، طایفه، تش با آتش، اولاد، دهه و … در این ساختار می گنجد.

همانطور که ذکر شده برافروختن آتش در نظام و ساختار ایل از نظم وسنق خاصی برخوردار بود. مرد به عنوان کدخدای خانه، وظیفه قراهم ساختن هیزم های خشک و برافروختن آتش را برعهده داشت

و زن به عنوان دیاتوی خانه، در شعله ور ساختن و روشنی مداوم آن در طول شب، نقش بسزایی داشت؛ بعلاوه آتش را برای فراهم ساختن غذای گرم نیز، همواره روشن نگه می داشتند و بر این باور بودند که تا صبح هیچ سیاه چادری نباید از شعله های روشن و گرمابخش آتش بی بهره باشد،

چنانچه در طول شب، آتش و روشنی به خاموش میشد، آن را نشانه بدی می پنداشتند.

شایان ذکر است، آتش در غنای ادبیات شفاهی اقوام، اتحاد، همدلی، همراهی و تعاون و همکاری آنان نقش بی بدیلی داشته است؛

زیرا آتش کانون توجه خانواده گسترده بود؛ به گونها ی که همه اعضای خانواده گسترده، اعم از فرزندان، نوه ها، نتیجه های عروس ها، دامادها پدران، مادران، پدر بزرگ ها، مادربزرگ ها و سایر اقوام را در کنار هم جمع می کرد،

به خصوص در شب های طولانی زمستان تا پاسی از شبه شاهنامه خوانی، فال حافظ، مثل و قصه و افسانه گویی، نقل محفل خانواده ها بود، به علاوه تصمیم های زندگی ساز نیز در کنار اجاق و آتش گرفته می شد؛

از جمله نشان کردن و خواستگاری و ازدواج تا تقسیم کار و پیوندهای اجتماعی عمیق و بازی ها و سرگرمی هایی که امروزه از زندگی مردم رخت بر بسته است.

 

موسسه آوا –مقالات