آتش از منظر حکما و علما یکی از مهمترین عناصرتشکیل دهنده جهان است و در واقع آتش حیات و اثر بخشی سه عنصر دیگر را تحت شعاع قرار داده است.

قرآن کریم منشاء خلقت اجانین را از شعله آتش بدون دود می داند و آنجا که آتش خلقت لطیفی دارد و هر آن به شکل و حالی نو در می آید، خلقت اجانین نیز سراسر لطافت است و در طبع ایشان مستتر است که به هر شکل و صورتی درآیند.

همین امر باعث قوی تر شدن عنصر آتش در میان عناصر دیگر است و بر اساس همین مدعا شیطان در برابر دستور خداوند که فرمود به آدم سجده کنید اطاعت نکرد و استدلال نمود خلقت من از آتش است و بر خلقت آدم که از خاک است برتری دارد و لذا من بر او سجده نخواهم کرد.

عنصر بعدی هواست. بین این دو نسبت عموم خصوص من وجه دارند.

آتش و هوا در گرما اجماع دارند و در تری و خشکی افتراق دارند.

بین آتش و آب تضاد، و بین آتش و خاک عموم و خصوص من وجه است. و بینشان از جهت خشکی موافق و از جهت حرارت مخال فاند.

همین وجوه تفارق و تفاوت بین خواص آتش با دیگر عناصر موجب ایجاد ظرفیتهای درمانی فراوان شده و حکما و اطباء از آتش و خواص آن در به تعادل رسانی طبایع منحرف شده استفاده های فراوان می کنند.

در عصرحاضر متاسفانه حداکثر استفاده های عمومی از آتش بیشتر در ایجاد گرما و استفاده از انرژی گرمایشی آن محدود شده ، اما در گذشته آتش قداست و جایگاه خاصی داشت و برای پاکسازی و طهارت از آن استفاده می شد و همین جایگاه موجب شده بودکه در برخی اقوام سلف آتش پرستی رواج داشته باشید ودر برخی مذاهب دیگر از آتش به عنوان نماد پاکی و نور در آتشکده ها تقدیس به عمل آید.

در گذشته آتش به قدری حائز اهمیت بود که پرستیده می شد. با تولد پیامبر(ص) آتشکده فارس خاموش شد و برخی بر این باورند که خاموشی این آتشکده به خاطر تولد آخرین فرستاده خداست و چون حجت بر اهل عالم تمام می شود دیگر نیازی به تقدیس آتش نیست.

همچنان اقوامی در دنیا هستند که آتش را می پرستند و اموات خود را به آتش می سپارند و خسار تهای آتش را از خشم خدایان می دانند.

امروزه نیز هنوز اقوامی در اطراف ما هستند که آتش را می پرستند و هنوز در فرهنگ عامه مردم جهان آداب و رسومی که در خصوص تقدیس و احترام به آتش است وجود دارد.

به طور مثال در برخی مذاهب برای پاکسازی روح متوفی جنازه او را در آتش می سوزانند.

قرآن کریم نیز گنهکاران را وعده آتش داده و ذات اقدس کبریا برای عذاب گنهکاران آتش را انتخاب کرده و وعده داده است.

قطع یقین اگر قرار باشد عذابی به کسی نازل شود این عذاب می تواند با هریک از عناصر دیگر نیز به وجود آید. مثل غرق شدن در آب که برای فرعون انتخاب شد و یا مدفون شدن در خاک و طوفان که برای اقوام دیگر انتخاب شده بود.

اما وعده عذاب توسط آتش برای عموم گنهکاران دلیل و حکمتی دیگر دارد و نشان اهمیت این عنصر در به تعادل رسانی بی تعادلی هاست.

انبیاء و اولیاء معتقدند که آتش موجب قوام عالم هستی است و تطهیر کننده در دنیا و آخرت. از این جهت ارتباط با آتش نیز از اهمیت بالایی برخوردارد است.

لذا اولیا، منطق النار داشتند؛ ولی ما نداریم؛ مانند داستان حضرت ابراهیم؛ پس آتش دارای شعور است و برای همین شعور است که خدا و انبیاء به آن دستور می دهند و قابلیت بهره برداری دارد.

روایات و داستانهای فراوانی در خصوص ارتباط با آتش وجود دارد . مثلا داستان ملاقات مرد خراسانی و امام صادق(ع) و هشام یکی از یاران امام است که به دستور امام وارد تنور شد اما هیچ علایمسوختگی در وی نبود.

و یا شیعیان هندی در محرم، وارد در های پر از آتش می شوند و با ذکر «یاحسین» فاصله ای طولانی را در آتش راه می روند و نمی سوزند. (فلسفه امام حسین در خلقت تافته ای جدا بافته است)

بنابر این می توان برای آتش نیز طی النار را فرض دانست؛ مانند طی الطریق. چون دارای شعور است.

در پایاین باید اضافه کنیم که از آتش می توان استفاده های معیشتی، نوری، تولید مواد غذایی، تزئینات، تخریبات، پزشکی، دارویی، بهداشتی، زراعی داشت. خاکستر بهترین شوینده است. می توان از آن استفاده های متافیزیکی کرد.

 

 

موسسه آوا –مقالات